خوشرویی ارباب مآبانه سری خم میکرد و لبخندی می زد. این تغییر حالات او مرا نمی آزرد چون متوجه بودم که در قبال این تغییرات هیچ کاری نمی توانم انجام بدهم؛ دگرگونیهای احوالش در نتیجه عللی بود که من در آنها هیچ دخالتی نداشتم و در یکی از روزهایی که مهمان داشت کیف کارهایم را خواسته بود تا لابد محتویات آن را برای آنها به معرض نمایش بگذارد. مهمانها زود رفته بودند تا، آنطور که خانم فرفاکس به من اطلاع داده بود، در میلکوت در یک جلسه عمومی شرکت کنند؛ اما آقای راچستر چون روز سردی بود و باران می آمد با آنها نرفته بود. کمی بعد از رفتن آنها زنگ احضار به صدا درآمد؛ پیغام رسید که من و آدل باید به طبقه پایین برویم. موی آدل را شانه زدم و سرو وضعش را مرتب کردم. همان لباس ساده معمولی خودم را پوشیدم و فقط برای تکمیل مرتب بودن ظاهرم به موهایم گیس باف زدم. بعد از اطمینان از مرتب بودن لباس خود از پله ها پایین رفتیم؛ آدل می خواست بداند که آیا بالاخره بعد از آن همه انتظار، جعبه کوچک رسیده یا نه. یک اشتباه باعث شده بود که آن محموله دیر برسد. وقتی وارد اطاق غذاخوری شدیم خیلی خوشحال شد چون جعبه کوچکی روی میز بود. به نظر می رسید از روی فراست آن را شناخته چون در حالی که به طرف آن می دوید با هیجان فریاد کشید:
*"!Ma boite! Ma boite"*
آقای راچستر، که روی مبل بزرگی در کنار بخاری لمیده بود، با صدای بم و تمسخرآمیز گفت: «بله - بالاخره "boite" تو رسید، دختر پاریسی خالص. آن را به گوشه ای ببر، دل و روده اش را در بیاور و خودت را سرگرم کن.» بعد به دنبال سخنان خود افزود: «و مواظب باش حالا که داری داخل شکم آن را عمل می کنی راجع به آناتومی امعاء و احشاء آن هیچگونه توضیحی از من نخواه؛ بگذار عملی که انجام می دهی در سکوت انجام بگیرد.
*tien - toi tranquille , enfant ; comprends - t*
ظاهرا آدل چندان احتیاجی به آن هشدار نداشت چون قبلا با گنجینه اش خود
*"!Ma boite! Ma boite"*
آقای راچستر، که روی مبل بزرگی در کنار بخاری لمیده بود، با صدای بم و تمسخرآمیز گفت: «بله - بالاخره "boite" تو رسید، دختر پاریسی خالص. آن را به گوشه ای ببر، دل و روده اش را در بیاور و خودت را سرگرم کن.» بعد به دنبال سخنان خود افزود: «و مواظب باش حالا که داری داخل شکم آن را عمل می کنی راجع به آناتومی امعاء و احشاء آن هیچگونه توضیحی از من نخواه؛ بگذار عملی که انجام می دهی در سکوت انجام بگیرد.
*tien - toi tranquille , enfant ; comprends - t*
ظاهرا آدل چندان احتیاجی به آن هشدار نداشت چون قبلا با گنجینه اش خود
*جعبه من، جعبه من.<br />*آرام باش بچه! می فهمی؟