نام کتاب: جین ایر
بکشید که اینقدر واضح به نظر بیایند؟ چون سیاره ای که در بالاست پرتوهای آنها را تحت الشعاع قرار می دهد. و آن حالتی که در عمق پرهیبت آنهاست چه مفهومی دارد؟ و کشیدن تصویر باد را چه کسی به شما یاد داده؟ یک توفان شدید در آن آسمان و روی نوک این تپه است. شما لتمس را کجا دیده اید؟ چون این لتمس است. خوب، نقاشیها را بردارید!»..
هنوز بستن بندهای کیف را تمام نکرده بودم که او به ساعتش نگاه کرد و ناگهان گفت: «ساعت نه است. چه خیالی دارید، دوشیزه ایر، می خواهید بگذارید آدل در این موقع شب همینطور بیدار باشد؟ او را بخوابانید.»
آدل پیش از بیرون رفتن از اطاق رفت که او را ببوسد. آن مرد نوازش او را تحمل کرد، اما بعید به نظر می رسید که از نوازش آدل بیشتر از نوازش پایلت لذت ببرد.
چون از مصاحبت ما خسته شده بود و می خواست ما را از اطاق بیرون کند با دست خود به طرف در اشاره کرده گفت: «برای همه شما شب خوشی آرزو میکنم.» خانم فرفاکس بافتنی خود را تا کرد، من کیف کارهایم را برداشتم، به او ادای احترام کردیم. متقابلا به طور خشک و رسمی سری تکان داد، و ما بیرون آمدیم.
بعد از خواباندن آدل ، وقتی دوباره به خانم فرفاکس ملحق شدم اظهار داشتم: «شما گفته بودید آقای راچستر خیلی باریک بین نیست، خانم فرفاکس »
- «مگر اینطور است؟»
- «فکر میکنم اینطور باشد؛ اخلاق خیلی بی ثباتی دارد، و خشن است.»
- «درست است، ممکن است به نظر یک غریبه قطعا اینطور بیاید. اما من آنقدر به رفتار او عادت کرده ام که اصلا چنین چیزی حس نمیکنم؛ و اگر هم اخلاق عجیب و غریبی دارد نباید به او ایراد گرفت.»
- «چرا؟»
- «اولا، به این علت که طبیعت او اینطورست - و هیچکدام از ما

صفحه 176 از 649