نام کتاب: جین ایر
بودند. دکل نیمه غوطه وری با یک رشته نور به طور برجسته نشان داده شده بود. روی این دکل یک قره غاز تیره رنگ و بزرگ نشسته بود که بالهایش به سطح آب دریا می خورد. در نوکش یک دستبند طلای مرصع به جواهر دیده می شد؛ تا آنجا که توانسته بودم با قلم زرورق زنی آن را با رنگهای براق رنگ زده و کاملا واضح نشان داده بودم. زیر دکل و زیر پای آن پرنده، جسد یک مغروق از میان آب سبز بالا را نگاه میکرد؛ یک دست ظریف تنها عضو کاملا قابل رؤیت آن جسد بود و دستبند از همان دست کنده شده یا در اثر شدت حرکت آب بیرون آمده بود.
و در تصویر دوم پیش زمینه فقط نوک تیره یک تپه بود و مقداری علف و چند برگ روی آن در وضعی قرار داشتند که گفتی در اثر وزش باد به آنجا رانده شده اند. برفراز و اطراف این تپه گستره آسمان آبی سیر سپیده دم دیده می شد. نیمتنه زنی را کشیده بودم که سر به آسمان برافراشته بود، در این قسمت رنگهای تیره و ملایم را تا آنجا که می توانستم با دقت با هم آمیخته بودم. بر پیشانی تیره آن زن تاجی از ستاره دیده می شد. خطوط چهره اش در قسمت پایین مثل یک توده بخار پخش شده بود. چشمهایی سیاه و وحشی در صورتش می درخشیدند. موهایش مثل سایه یا مثل ابر بیفروغی بود که توفان یا نیروی شدید آذرخش آن را از هم گسسته باشد. روی گردنش بازتاب نور پریده رنگی مثل مهتاب به چشم می خورد؛ همین روشنایی ضعیف به یک رشته ابرهای رقیقی می خورد که ستاره ناهید از آن پدید می آید و رو به افول می رفت.
تصویر سوم قله یک کوه یخ را نشان می داد که در زیر آسمان زمستان قطبی سر بر افراشته بود: توده ای از نورهای شمالی : {northern Lights) رشته های به هم چسبیده کم فروغ خود را در طول افق بالا برده بود. پیش زمینه به گونه ای بود که آن رشته های نور را در فاصله ای دور نشان می داد. در متن پیش زمینه یک سر غول آسا به طرف کوه یخ خم شده و بر آن آرمیده بود. دو دست لاغر زیر قسمت جلوی سر وصل بود و آن را نگه می داشت و در پایین چهره یک رو بند از پوست خز سیاه کشیده شده بود. تنها اجزای قابل رؤیت آن چهره عبارت بودند از: یک پیشانی کاملا پریده رنگ، به سفیدی استخوان، چشمی گود افتاده و ثابت که بیروح بود و با تیرگیش یأس را نشان می داد.

صفحه 174 از 649