نام کتاب: جین ایر
به نظر می رسید قول یک دوره آرام و آسوده که اولین برخورد دوستانه من در خانه ثورنفیلد به من داده بود در اثر آشنایی بیشتر من با آن مکان و ساکنان آن، نقض نشده باشد. معلوم شد خانم فرفاکس در باطن همانطورست که ظاهرش نشان می دهد: زنی خوش خلق، ذاتا مهربان و برخوردار از یک فرهنگ خوب و هوش متوسط. شاگردم کودکی بود سرزنده و با نشاط، که البته به طور شایسته تربیت نشده بود و او را به حال خود رها کرده بودند؛ و بنابراین، گاهی خودسری می کرد. اما چون کاملا تحت مراقبت من گذاشته شده بود و هیچ دخالت بیجایی از طرف هیچکس باعث به هم خوردن برنامه های من برای تربیت اونمی شد، دیری نگذشت که هوسهای کودکانه اش را کنار گذاشت و مطیع و تعلیم پذیر شد. از هیچ استعداد سرشار از هیچ نشانه ای دال برداشتن یک شخصیت قابل توجه و از هیچ اندیشه، احساس یا سلیقه ای بهتر از سلیقه های یک کودک معمولی برخوردار نبود اما هیچ ضعف اخلاقی یا نقصی که او را در مرتبه ای پایین تر از کودکان معمولی قرار دهد هم در او مشاهده نمی شد. پیشرفت او منطقی و مرتب بود، نسبت به من محبت پرشور هرچند شاید نه خیلی عمیقی ابراز می داشت، و من هم به نوبه خود از سادگی، لحن شاد کودکانه و تلاشهایش به منظور جلب رضایت من خوشم می آمد و چنین رابطه متقابل در ما نوعی همبستگی پدید آورده بود که از مصاحبت یکدیگر خوشنود بودیم.
ممکن است بعضی از اشخاص این داوری صریح و به دور از محافظه کاری مرا نپسندند، منظورم اشخاصی است که برای خودشان نظریات ظاهرا موجهی دارند و معتقدند کودکان دارای خصائل فرشتگان اند و وظیفه مربیان آنها این است که روح فداکاری و ایثار را در آنها تقویت کنند. اما من این مطالب را برای خوشایند والدین نمی نویسم تا حس خودپسندی آنها را

صفحه 148 از 649