این که آن زن روح و شبح بوده باشد در قیافه او به چشم نمی خورد. .
خانم فرفاکس گفت: «خیلی سروصدا میکنی، گریس. دستورها یادت باشد!» گریس بدون این که حرفی بزند تعظیمی کرد و به داخل اطاق رفت.
آن بیوه زن به حرفهای خود ادامه داده گفت: «این شخص را آورده ایم تا اینجا در دوخت و دوز و کارهای خانه به لی کمک کند. روی هم رفته از بعضی جهات خدمتکار مطلوبی نیست اما کارش خوب است. راستی، امروز صبح وضع شاگردتان چطور بود؟»
گفت وگو، که به این ترتیب به موضوع آدل کشیده شد، ادامه پیدا کرد تا به پایین که روشن و نشاط انگیز بود رسیدیم. آدل دوان دوان به تالار نزد ما آمد و گفت:
*"Vous êtes servies J'ai bien faim, moi! Mesdames," "*
ناهار حاضر و در اطاق خانم فرفاکس در انتظارمان بود .
خانم فرفاکس گفت: «خیلی سروصدا میکنی، گریس. دستورها یادت باشد!» گریس بدون این که حرفی بزند تعظیمی کرد و به داخل اطاق رفت.
آن بیوه زن به حرفهای خود ادامه داده گفت: «این شخص را آورده ایم تا اینجا در دوخت و دوز و کارهای خانه به لی کمک کند. روی هم رفته از بعضی جهات خدمتکار مطلوبی نیست اما کارش خوب است. راستی، امروز صبح وضع شاگردتان چطور بود؟»
گفت وگو، که به این ترتیب به موضوع آدل کشیده شد، ادامه پیدا کرد تا به پایین که روشن و نشاط انگیز بود رسیدیم. آدل دوان دوان به تالار نزد ما آمد و گفت:
*"Vous êtes servies J'ai bien faim, moi! Mesdames," "*
ناهار حاضر و در اطاق خانم فرفاکس در انتظارمان بود .
*«خانمها ، ناهار را کشیده اند... من خیلی گرسنه هستم»*