نام کتاب: جین ایر
هستند؟»
- «پرستار خارجی است، و آدلا در *قاره* به دنیا آمده، و گمان می کنم تا شش ماه قبل هیچوقت از آنجا بیرون نیامده بوده. وقتی اولین بار به اینجا آمد اصلا نمی توانست انگلیسی حرف بزند. حالا با تقلای زیاد می تواند کمی صحبت کند. من حرفهایش را نمی فهمم؛ آن را خیلی با فرانسه قاطی میکند. اما شما حتما خیلی خوب می توانید منظور او را بفهمید.»
خوشبختانه، من این امتیاز را داشتم که یک خانم فرانسوی به من فرانسه یاد داده بود؛ و چون تا آنجا که امکان داشت از هر فرصتی برای گفت وگوی با مادام پیه رو استفاده کرده بودم و علاوه بر این، در طول مدت آن هفت سال اخیر هر روز زیرنظر او قسمتی از درسهایم را از حفظ میکردم چون می دانستم بدی لهجه ام برایم مایۂ دردسر خواهد شد و بنابراین می کوشیدم هر چه دقیق تر از تلفظ معلمم تقلید کنم در این زبان به درجه قابل توجهی از آمادگی و درستی رسیده بودم و بعید بود در برابر مادموازل آدلا در بمانم. وقتی شنید که معلم سرخانه او هستم آمد و با من دست داد. چندجمله ای با او به زبان خودش حرف زدم. اول جوابهای مختصر می داد اما بعد از آن که پشت میز غذا نشستیم و تقریبا یک ده دقیقه ای با چشمان میشی درشتش مرا برانداز کرد ناگهان با لهجه شیوایی شروع به وراجی کرد.
و با صدای بلند گفت: «اوه، شما زبان مرا به خوبی آقای راچستر حرف می زنید. با شما مثل او می توانم صحبت کنم، سوفی هم همینطور. او خوشحال خواهد شد؛ اینجا هیچکس زبان او را نمی فهمد. مادام فرفاکس همه حرفهایش به انگلیسی است. سوفی دایه من است. از آن طرف دریا با کشتی همراه من آمد؛ کشتی بزرگی بود که دودکش آن دود میکرد - چه دودی !- و من مریض شدم، سوفی هم مریض شد و همینطور آقای راچستر. آقای راچستر روی یک کاناپه در اطاق قشنگی که به آن سالن میگفتند خوابید. من و سوفی هم تختخوابهای کوچکی در یک جای دیگر داشتیم. من نزدیک بود از تختخواب خودم بیفتم؛ مثل یک طاقچه بود. و، مادموازل -- اسمتان چیست؟ »
Continent : قاره اروپا بدون جزایر بریتانیا .

صفحه 137 از 649