نام کتاب: جین ایر
10
تا اینجای داستان، وقایع زندگی کودکیم را، که موجود بی اهمیتی به حساب می آمدم، به تفصیل شرح دادم. فصول نسبتا زیادی از این کتاب به شرح رویدادهای اولین ده سال زندگیم اختصاص داده شد. اما این کتاب قرار نیست یک اتوبیوگرافی معمولی باشد؛ فقط خودم را موظف میدانم با استمداد از حافظه ام آن مواردی را شرح دهم که تا اندازه ای جالب است. بنابراین در اینجا یک فاصله هشت ساله را تقریبا به سکوت برگزار می کنم؛ فقط لازم میدانم چند سطری راجع به آن هشت سال بنویسم تا رشته ارتباط وقایع گسسته نشود:
وقتی تب تیفوس مأموریت مرگبار خود در لووود را به انجام رسانید کم کم از آنجا ناپدید شد اما تا وقتی زهر تلخ آن و شمار قربانیانش توجه عامه را به وضع آن مدرسه جلب نکرده بود همچنان در آنجا حضور داشت. درباره منشأ آن فاجعه تحقیقاتی به عمل آمد و واقعیتهای گوناگون تا اندازه ای فاش شد به طوری که خشم عمومی را شدیدا برانگیخت. طبیعت ناسالم محل، کمیت و کیفیت غذای کودکان، آب شور و متعفنی که قسمت تدارکات آن مؤسسه تأمین می کرد، پوشاک و وسایل ناکافی و نامناسب زندگی شاگردان، همه اینها کشف و برملا شد. این کشف برای آقای براکلهرست نتیجه ای خفت آور داشت و برای مؤسسه ثمره ای مفید به بار آورد.
چندین فرد ثروتمند و خیر استان برای بنای یک ساختمان راحت تر در یک محل بهتر، اعانه های کلانی دادند؛ مقررات جدیدی وضع شد؛ در وضع خوراک و پوشاک آنجا اصلاحاتی به عمل آمد؛ اعتبارات مالی مؤسسه در اختیار مدیریتی متشکل از یک کمیته قرار گرفت. آقای براکلهرست، که به لحاظ ثروت و روابط خانوادگی نمیشد نادیده گرفته شود، باز هم مقام خزانه داری را حفظ کرد اما به منظور حسن انجام وظایفش چند تن از محترمین

صفحه 111 از 649