نام کتاب: جین ایر
سرماخوردگی های کودکان نیمه گرسنه و محروم از مراقبت، بیشتر آنها را مستعد ابتلای به آن بیماری عفونی ساخته بود. از آن هشتاد دختر چهل و پنج نفر آنها با هم مبتلا شدند. کلاسها تعطیل و مقررات سست شد. به آن عده که هنوز سالم بودند آزادیهای تقریبا نامحدود داده شد؛ علتش این بود که پزشک مخصوص آنجا برای بهبود آنها بر ضرورت حرکت و ورزش مرتب در هوای آزاد اصرار می ورزید چه در غیر این صورت هیچکس فرصت نداشت مراقب آنها باشد یا از آنها نگهداری کند. تمام توجه دوشیزه تمپل صرف بیماران می شد: در تالار مخصوص بیماران اقامت داشت و جز چند ساعتی برای استراحت شبانه هیچگاه از آنجا بیرون نمی رفت. اوقات معلمان تماما مصروف این بود که وسایل سفر دختران سالم را آماده کنند و سایر کارهای
لازم مربوط به آنها را انجام دهند. این دخترها، خوشبختانه، دوستان و بستگانی داشتند که می توانستند و مایل بودند آنها را از آن کانون بیماری نجات دهند و نزد خود نگهدارند. عده زیادی که قبلا تیفوس زده شده بودند می رفتند تا در شهرهای خود بمیرند. چند نفری در مدرسه مردند و بی سروصدا و با سرعت دفن شدند چون طبیعت آن بیماری ایجاب می کرد که در دفن اجساد هیچگونه تأخیری نشود.
در حالی که بیماری در لووود رحل اقامت افکنده و مرگ مهمان دائمی آنجا شده بود، در حالی که در داخل چهار دیواری آن ظلمت و ترس حاکم بود، در حالی که از اطاقها و راهروهای آن بوهای مخصوص بیمارستان به مشام می رسید و امدادگران به عبث می کوشیدند که با قرصها و بخورات بر جریان نامرئی مرگ غلبه کنند، در بیرون لووود آن آفتاب روشن ماه مه در آسمان صاف و بی ابر بر فراز تپه های بلند و جنگل زیبا می تابید. باغ آن نیز با گلهایش می درخشید. گلهای خطمی به بلندی درخت شده بودند، گلهای سوسن می شکفتند، لاله ها و رز ها هنوز به صورت غنچه بودند. مرزهای باغچه های کوچک که از گل شطرنج هندی و گلهای داودی قرمز سیر پوشیده شده بودند چشم را نوازش می دادند. گلهای نسترن، صبح و عصر، بویشان را، که آمیزه ای از رایحه ادویه و بوی سیب بود ، در فضا می پراکندند، و این منابع خوشبو برای اغلب دوستان همشاگردی من در لووود بی ثمر بود، تنها فایده آنها

صفحه 102 از 649