ثبات تاریخی، انتخابات آزاد، ملکه های زیبایی، نطق های باعظمت، تظاهرات عظیم، دختر خانم های خیلی متشخص، آقایان زیبا، نظامی های حساس، جناب جلالتمآبی شان، دادگاه عالی عدالت، کالاهای ممنوع الصدور، بانوان لیبرال، مسئله تن، پاکی زبان، نمونه هایی برای دنیا، صنف قضایی، مطبوعات آزاد ولی مسئول، آتن آمریکای جنوبی، افکار عمومی، درسهای دمکراسی، اخلاق مسیحی، کمبود ارز، سنت های جمهوری خواهی، طبقه های مورد بی مهری قرار گرفته، پیام های الحاق.
مجال نیافت تمام کند. شمارش پرزحمت رشته آخرین نسیم او را از هم گسست. مادربزرگ در حالی که در توفان فرمولهای تجریدی ای که مدت دو قرن توجیه اخلاقی و معنوی قدرت خانوادگی اش را ایجاد می کرد غرق میشد، آروغ صداداری زد و جان سپرد.
ساکنان پایتخت دوردست و ظلمت گرفته، آن شب در صفحه اول چاپ مخصوص روزنامه ها، عکس زن بیست ساله ای را دیدند و فکر کردند ملکه زیبایی تازه ای است. مادربزرگ دوباره جوانی موقت عکس خودش را که در چهار ستون روزنامه بزرگ شده و بسته به موقعیت رتوش شده بود، دوباره پشت سر می گذاشت: گیسوان انبوهش بالا آورده شده بود و با یک شانه عاج روی سرش نگه داشته شده بود و نیم تاجی از الماس، بالای یقه اش تور زده شده بود. این عکس که آن را عکاس دوره گردی که در اوایل قرن گذرش به ماکوندو افتاده بود گرفته بود و سالیان دراز روزنامه ها آن را در بخش عکس های اشخاص ناشناس جای داده بودند، اختصاص به آن یافته بود که در خاطرات نسل های آتی باقی بماند. در اتوبوس های لکنته، در آسانسورهای وزارت خانه، در قهوه خانه های حزین پوشیده شده با کاغذدیواری های
مجال نیافت تمام کند. شمارش پرزحمت رشته آخرین نسیم او را از هم گسست. مادربزرگ در حالی که در توفان فرمولهای تجریدی ای که مدت دو قرن توجیه اخلاقی و معنوی قدرت خانوادگی اش را ایجاد می کرد غرق میشد، آروغ صداداری زد و جان سپرد.
ساکنان پایتخت دوردست و ظلمت گرفته، آن شب در صفحه اول چاپ مخصوص روزنامه ها، عکس زن بیست ساله ای را دیدند و فکر کردند ملکه زیبایی تازه ای است. مادربزرگ دوباره جوانی موقت عکس خودش را که در چهار ستون روزنامه بزرگ شده و بسته به موقعیت رتوش شده بود، دوباره پشت سر می گذاشت: گیسوان انبوهش بالا آورده شده بود و با یک شانه عاج روی سرش نگه داشته شده بود و نیم تاجی از الماس، بالای یقه اش تور زده شده بود. این عکس که آن را عکاس دوره گردی که در اوایل قرن گذرش به ماکوندو افتاده بود گرفته بود و سالیان دراز روزنامه ها آن را در بخش عکس های اشخاص ناشناس جای داده بودند، اختصاص به آن یافته بود که در خاطرات نسل های آتی باقی بماند. در اتوبوس های لکنته، در آسانسورهای وزارت خانه، در قهوه خانه های حزین پوشیده شده با کاغذدیواری های