نام کتاب: تدفین مادربزرگ
را انجام میداد. در راهروی داخلی خانه می نشست و شخصا پول ناشی از حق اقامت در زمین هایش را دریافت می داشت، همانطور که بیش از یک قرن، اجدادش این پول را از اجداد اجاره کارهای او دریافت کرده بودند. در پایان سه روز دریافت. حیاط پر از خوک، بوقلمون، مرغ و عشریه ها و سهم هایی از محصولات اراضی میشد که نمونه هایی از آنها را به عنوان هدیه به خانه می آوردند و در حقیقت این یگانه محصولی بود که خانواده از قلمروی از ابتدا مرده که در نظر اول یکصد هزار هکتار برآورد می شد، بر می داشت. اما شرایط تاریخی سبب شده بودند که شش دهکده بخش ماکوندو؛ از جمله مرکز بخش، پیشرفت کنند و حدودشان افزایش یابد، به نحوی که ساکن هر خانه فقط حق مالکیتی داشت که منحصرا به اموال منقول مربوط میشد، زیرا زمین به مادربزرگ تعلق داشت و بایستی به او اجاره پرداخت می شد، و خود دولت هم بابت خیابان هایی که مورد استفاده شهروندان بود چنین کرایه هایی می پرداخت.
حیوانات بسیاری که هرگز شماره نشده بودند و به همان نسبت هم مورد مراقبت قرار نداشتند و بر کفل های شان داغی به شکل یک قفل خورده بود، در اطراف دهکده ها بی هدف می گشتند. این علامت موروثی که بی نظمی بیش از تعداد، مایه شهرت آن در بخش هایی شده بود که حیوانات پراکنده و به حال مرگ افتاده از تشنگی در فصل تابستان به آنها می رسیدند، یکی از محکم ترین اظهارات مادربزرگ را تشکیل می داد. به دلایلی که هرگز کسی در صدد برنیامده بود توضیح دهد، بعد از جنگ داخلی، اصطبل های بزرگ خانه به تدریج خالی شده بودند و اخیرا در آنها آسیاهای شکر، طویله های مخصوص دوشیدن شیر و یک آسیای برنج کوبی دایر کرده بودند.

صفحه 131 از 144