نام کتاب: تدفین مادربزرگ
نیز با جنگ خروس‌ها و قرعه کشی ها. در میان به هم ریختگی گروه های شاد و خرم، تابلوها و گردن آویزهایی با صورت مادربزرگ فروخته می شد.
جشن ها که از دور شب پیش آغاز شده بودند، با دو روز جشن تولد با آتش بازی کر کننده و یک مجلس رقص خصوصی در خانه مادربزرگ به پایان می رسیدند. مهمان های به دقت انتخاب شده و افراد قانونی خانواده، به نحوی سخاوتمندانه از طرف افراد حرام زاده خانواده مورد پذیرایی قرار می گرفتند، با آهنگ پیانوی قدیمی خودکار که مجهز به طومارهایی از ترانه های مد روز بود می رقصیدند. مادربزرگ از ته سالن بر جشن نظارت و ریاست داشت؛ روی صندلی ای که کوسن های کتانی داشت نشسته بود و با دست راست که تمام انگشت‌هایش به انگشتری آراسته بودند، دستورهای مخفیانه ای می داد. اغلب اوقات به ابتکار خودش، همان شب، ازدواج های سال را ترتیب میداد. برای ختم جشن و سرور، مادربزرگ روی بالکن آراسته به نیم‌تاج‌ها و چراغ‌ها آشکار می شد و سکه های کوچکی به میان جمعیت می افکند.
این سنت، تا حدودی به سبب عزاهای پی‌درپی خانوادگی، تا حدودی هم به سبب عدم اطمینان های سیاسی سال‌های اخیر، منسوخ شده بود. نسل های جدید فقط از طریق شنیدن در این تظاهرات پرشکوه حضور یافته بودند. این نسل ها دیگر نتوانستند ببینند که مادر بزرگ که یکی از اعضای قدرت مدنی که در مراسم مذهبی بادش میزد از این امتیاز
..

صفحه 127 از 144