از پیری پدر آنتونیو ایسابل، او را بر می انگیخت. اما امیدوار بود که مانند مادربزرگ مادری اش که در دوران جنگ ۱۸۷۵ در آشپزخانه اقامتگاهش سنگر گرفته بود و با یک دسته از گشتیهای سرهنگ *آئورهلیانو بوئنتدیا* مقابله کرده بود، صد و بیست
سال عمر کند. اما وقتی که ماه آوریل رسید، مادربزرگ دریافت که خداوند این امتیاز را به او اعطا نخواهد کرد که یک مشت فراماسون طرفدار حکومت فدرالی را شخصا در یک مبارزه آشکار تصفیه کند.
در هفته اول، پزشک خانوادگی، به یاری ضمادهای خردل و جوراب های پشمی، درد را فریب داد. او از فارغ التحصیل های قدیمی دانشکده پزشکی مونپلیه بود، ولی به سبب عقیده فلسفی با پیشرفت علمی مخالف شده بود و مادربزرگ، امتیاز طبابت در ماکوندو را برای همیشه منحصرا به شخص او واگذار کرده بود. او زمانی سوار بر اسب، دهکده را طی کرده بود، از بیماران شوم شبانه عیادت به عمل آورده بود، و طبیعت این امتیاز را به او اعطا کرده بود که پدر فرزندان متعددی متعلق به دیگران باشد. اما آرتریت او را در ننویی بی حرکت افکنده بود و او بی آنکه از جا بجنبد، از طریق تفسأل، وراجی و قاصد، بیمارانش را درمان کرده بود. هنگامی که مادربزرگ او را احضار کرده بود، با پیژاما، تکیه داده به دو عصا، از میدان گذشته بوده و در اتاق بیمار مستقر شده بود. فقط موقعی که دریافت مادربزرگ در حال احتضار است، دستور داد صندوقی با ظرفهای چینی و نوشته های لاتین آوردند و مدت سه هفته، با انواع مرهم های
سال عمر کند. اما وقتی که ماه آوریل رسید، مادربزرگ دریافت که خداوند این امتیاز را به او اعطا نخواهد کرد که یک مشت فراماسون طرفدار حکومت فدرالی را شخصا در یک مبارزه آشکار تصفیه کند.
در هفته اول، پزشک خانوادگی، به یاری ضمادهای خردل و جوراب های پشمی، درد را فریب داد. او از فارغ التحصیل های قدیمی دانشکده پزشکی مونپلیه بود، ولی به سبب عقیده فلسفی با پیشرفت علمی مخالف شده بود و مادربزرگ، امتیاز طبابت در ماکوندو را برای همیشه منحصرا به شخص او واگذار کرده بود. او زمانی سوار بر اسب، دهکده را طی کرده بود، از بیماران شوم شبانه عیادت به عمل آورده بود، و طبیعت این امتیاز را به او اعطا کرده بود که پدر فرزندان متعددی متعلق به دیگران باشد. اما آرتریت او را در ننویی بی حرکت افکنده بود و او بی آنکه از جا بجنبد، از طریق تفسأل، وراجی و قاصد، بیمارانش را درمان کرده بود. هنگامی که مادربزرگ او را احضار کرده بود، با پیژاما، تکیه داده به دو عصا، از میدان گذشته بوده و در اتاق بیمار مستقر شده بود. فقط موقعی که دریافت مادربزرگ در حال احتضار است، دستور داد صندوقی با ظرفهای چینی و نوشته های لاتین آوردند و مدت سه هفته، با انواع مرهم های
Aureliano Buendia