پدرش به او نگاه کرد و گفت: نیک، خون زخمت را با مکش بیرون بیاور و وقتی به خانه رسیدی کمی محلول بد روی آن بگذار.
نیک از شدت عصبانیت دوباره گفت: رذل کوچولو پدر نیک: میدانی یک رذل واقعی کیست؟ نیک: ما بچه ها به هر چیزی رذل میگوییم. نیک: چرا؟ | پدر نیک: نمی دانم، ولی این کار یک جرم و گناه وقیح است.
تصورات نیک از یک طرف با حرف پدرش به هم ریخت و از طرف دیگر وحشت زده نیز شد. نیک به حیوانات گوناگون فکر کرد ولی هیچ یک از آنها نه به نظرش زیبا با منطقی آمدند و نیک نتوانست از اطلاعاتی که پدرش در این مورد او را وارث خود کرده بود چیزی دستگیرش شود، به جز یک موضوع دیگر. یک روز صبح، نیک در روزنامه خوانده بود که شخصی به اسم انریکو کاروسو به جرم له کردن، دستگیر شده است.
نیک از پدرش پرسید: معنی له کردن چیست؟
پدر نیک به او توضیح داد: له کردن یکی از وقیح ترین جنایات است. نیک یک مرد عظیم را که مشغول انجام کار عجیب و غریب وقیحی با یک دستگاه سیب زمینی له کن و زدن آن بر سر یک زن زیبا که شبیه عکسهای تبلیغاتی هنر پیشه معروف آنا هلد در کنار جعبه های سیگار بود در تصوراتش ساخت.
نیک از شدت عصبانیت دوباره گفت: رذل کوچولو پدر نیک: میدانی یک رذل واقعی کیست؟ نیک: ما بچه ها به هر چیزی رذل میگوییم. نیک: چرا؟ | پدر نیک: نمی دانم، ولی این کار یک جرم و گناه وقیح است.
تصورات نیک از یک طرف با حرف پدرش به هم ریخت و از طرف دیگر وحشت زده نیز شد. نیک به حیوانات گوناگون فکر کرد ولی هیچ یک از آنها نه به نظرش زیبا با منطقی آمدند و نیک نتوانست از اطلاعاتی که پدرش در این مورد او را وارث خود کرده بود چیزی دستگیرش شود، به جز یک موضوع دیگر. یک روز صبح، نیک در روزنامه خوانده بود که شخصی به اسم انریکو کاروسو به جرم له کردن، دستگیر شده است.
نیک از پدرش پرسید: معنی له کردن چیست؟
پدر نیک به او توضیح داد: له کردن یکی از وقیح ترین جنایات است. نیک یک مرد عظیم را که مشغول انجام کار عجیب و غریب وقیحی با یک دستگاه سیب زمینی له کن و زدن آن بر سر یک زن زیبا که شبیه عکسهای تبلیغاتی هنر پیشه معروف آنا هلد در کنار جعبه های سیگار بود در تصوراتش ساخت.