نام کتاب: بیست داستان برگزیده
رشد دوباره شاخه های درختانی که بریده شده بودند، دراین فصل رنگارنگ برای سفر از میان آن و دیدن همه چیز، ایده آل بود. محصول پنبه، برداشت شده بود و در زمین های برداشت شده، تکه های پراکنده ای از مزارع ذرت دیده می شد، که بعضی با رگه هایی از ذرت خوشه ای قرمز بریده شده بودند. و چون سفر آنها روی جادهای صاف و هموار صورت میگرفت، پسر نیک روی صندلی ماشین در کنار او خوابیده بود. طوری که روز گذشته بود، نیک می دانست که هنگام شب به کدام شهر خواهد رسید. در حالی که رانندگی میکرد، نیک متوجه شد که کدام کشتزارهای ذرت، دانه های سویا یا نخود فرنگی نیز داشتند، و چطور زمین های پر درخت و زمین هایی که درختان آن را بریده بودند، در کنار یکدیگر قرار داشتند. و کجا کلبه ها و خانه ها در همسایگی دشت ها و مناطق پر درخت قرار داشتند. شکار کردن در این کشور در ذهن نیک همان طوری که رانندگی میکرد مرور شد، اندازه گیری مناطق برداشت شده برای تغذیه دام و طیور و پوشش و تجسس برای جایی که بتوان دسته پرندگان را پیدا کرد، و مسیری که ممکن است آنها پرواز کنند، همه در ضمیر خودآگاه نیک بررسی شد.
برای شلیک کردن به کبک ها، نبایست بین آنها و جایی که پوشش محل سکنای آن هاست قرار گرفت. به محض این که سگها کیکها را پیدا میکنند، یا وقتی که دسته ای از آنها شروع به پرواز می کنند، با جمعیت

صفحه 297 از 319