فریزر: شک دارم
کایتانو: بله، این کار خیلی سلامتی آور است. ولی در حضور بیماران و افراد دیگر، نمی توان این کار را کرد
فریزر: حداقل، دستانم هنوز خوب و سالم هستند. شنیدم که شما هم با دستهایتان، روزی خود را بدست می آورید.
کایتانو: دستها و مغزم، در حالی که پیشانی اش را با ضربات سبکی نوازش می داد، و ادامه داد: ولی مغز به اندازه دست ها ارزش آن چنانی
ندارد.
فریزر: سه تا از هم میهنان شما این جا بودند. کایتانو: آنهایی که پلیس فرستاده بود که مرا ببینند. فریزر: مقداری نوشیدنی هم آورده بودند. کایتانو: که احتمالا از نوع بد هم بوده فریزر: بله، خوب نبود.
کایتانو در حالی که میخندید گفت: آنها از طرف پلیس می آیند که مرا با آواز شبانه عاشقانه شان نوازش کنند، سپس شکمش با ضربه سبکی زد، و ادامه داد: من هنوز نمی توانم بخندم. به عنوان موزیسین، آنها
مرگبارند.
فریزر: در مورد کسی که به طرف تو تیراندازی کرد چطور؟
کایتانو: بله، این کار خیلی سلامتی آور است. ولی در حضور بیماران و افراد دیگر، نمی توان این کار را کرد
فریزر: حداقل، دستانم هنوز خوب و سالم هستند. شنیدم که شما هم با دستهایتان، روزی خود را بدست می آورید.
کایتانو: دستها و مغزم، در حالی که پیشانی اش را با ضربات سبکی نوازش می داد، و ادامه داد: ولی مغز به اندازه دست ها ارزش آن چنانی
ندارد.
فریزر: سه تا از هم میهنان شما این جا بودند. کایتانو: آنهایی که پلیس فرستاده بود که مرا ببینند. فریزر: مقداری نوشیدنی هم آورده بودند. کایتانو: که احتمالا از نوع بد هم بوده فریزر: بله، خوب نبود.
کایتانو در حالی که میخندید گفت: آنها از طرف پلیس می آیند که مرا با آواز شبانه عاشقانه شان نوازش کنند، سپس شکمش با ضربه سبکی زد، و ادامه داد: من هنوز نمی توانم بخندم. به عنوان موزیسین، آنها
مرگبارند.
فریزر: در مورد کسی که به طرف تو تیراندازی کرد چطور؟