نام کتاب: بیست داستان برگزیده
مکزیکی درشت: انگشت شمار موزیسین هانی وجود دارند که وسائل موسیقی گوناگونی را می نوازند، و رو به آقای فریزر کرد و گفت: آیا شما موزیک دوست دارید؟ |
فریزر: چطور می توانم آن را دوست نداشته باشم.
مکزیکی درشت: ما می توانیم یک شب با موزیک زنده به این جا بیاییم. شما فکر میکنید که خواهر به ما این اجازه را بدهند؟ خواهر سیسیلیا به نظر خیلی دوستانه و خوش برخورد می آید.
فریزر: من مطمئن هستم که خواهر این اجازه را خواهد داد وقتی کایتانو نیز بتواند آن را بشنود.
مکزیکی لاغر پرسید: آیا او کمی دیوانه است؟ فریزر: منظورتان کیست؟ مکزیکی لاغر: آن خواهر را میگویم فریزر: نه، خواهر زنی خوب و دارای هوشی بالاست و قدرت هم دردی
با دیگران را نیز دارد.
مکزیکی لاغر: من نسبت به تمام کشیش ها، دیر نشین ها و راهبه ها اعتمادی ندارم
مکزیکی ریز نقش: او تجربیات بدی را در کودکی داشته است.

صفحه 277 از 319