نام کتاب: بیست داستان برگزیده
لطیفه برای آقای فریزر و دکتر از آن یاد می کردند. همه چیز در یک
بیمارستان، به مراتب ساده تر است، از جمله لطیفه ها...
از پنجره دیگر، اگر تخت می چرخید، میشد منظره شهر را با کمی دود در فضای بالایی آن و کوه های داسون که مثل کوه های واقعی بر قله های خود برف داشتند را مشاهده کرد.
اینها دو منظره بیمارستان بودند. و واقعا بهترین مکان اگر مجبورید در یک بیمارستان باشید، روی تخت است. از این جهت که با دو منظره و وقت کافی برای مشاهده آن ها، از اتاقی که دمای آن تحت کنترل شماست، خیلی بهتر از هر چند منظوره دیگری است که برای چند دقیقه ای از یک اتاق با دمای نامناسب و خالی از هر گونه وسائل راحتی که هر بار غیر منتظره شاهد ورود شخص یا اشخاص دیگری است که به گونه ای سکوت و آرامش شما را می شکنند یا اتاقی که کاملا متروکه است و هیچ کس وارد یا خارج نمی شود و یا اتاقی که صندلی چرخداری برای مدتی کوتاه به درون آن واردر خارج می شود، می تواند باشد.
اگر کسی مجبور باشد در اتاقی برای مدتی طولانی بماند، منظره پنجره اتاقش، هر چه که باشد، در بر گیرنده ارزش بزرگی می شود و نقش خیلی مهمی در زندگی فرد بازی می کند، تا درجه ای که هیچ تغییری در آن جایز نیست، نه حتی از زاویه ای متفاوت، درست مثل رادیو. چیزهای معینی در زندگی وجود دارد که انسان به آنها علاقه مند می شود. و این باعث

صفحه 266 از 319