کایتانو به آقای فریزر: من ازدواج نکرده ام. فریزر: منظور کارآگاه هر زن و بچه ای است. کایتانو: ولی آن مرد که دیوانه نیست فریزر: کارآگاه می گوید. تو باید بر ضد آن مرد شهادت دهی
کایتانو: متشکرم، شما مترجمان بزرگی هستید، ولی من کمی انگلیسی صحبت می کنم البته نه خیلی خوب.
من میفهمم چه میگویید. فریزر: چطور پایت شکسته است؟ کایتانو: از اسب افتاده ام فریزر: چه بد شانسی بزرگی. من خیلی متأسفم. آیا هنوز درد می کند؟ کایتانو: حالا دیگر نه، ولی اوائل چرا
کایتانو شروع کردن گوش کن آمیگو، من خیلی ضعیف شده ام. مرا ببخشید. هم چنین درد زیادی دارم. دردم به اندازه کافی زیاد است، و امکان زیادی دارد که بمیرم. خواهش میکنم این کارآگاه پلیس را از این جا خارج کنید. چون من خیلی خسته هستم.
سپس کایتانو طوری صورتش را چرخاند که مثل قلت زدن و رو بر گرداندن به طرف مخالف همه بود، و در همان حالت ماند.
آقای فریزر به کارآگاه: من تمام چیزهایی را که به من گفتند دقیقا به او گفتم و او گفت که به شما بگویم که حقیقتا نمی داند ضاربش چه کسی است
کایتانو: متشکرم، شما مترجمان بزرگی هستید، ولی من کمی انگلیسی صحبت می کنم البته نه خیلی خوب.
من میفهمم چه میگویید. فریزر: چطور پایت شکسته است؟ کایتانو: از اسب افتاده ام فریزر: چه بد شانسی بزرگی. من خیلی متأسفم. آیا هنوز درد می کند؟ کایتانو: حالا دیگر نه، ولی اوائل چرا
کایتانو شروع کردن گوش کن آمیگو، من خیلی ضعیف شده ام. مرا ببخشید. هم چنین درد زیادی دارم. دردم به اندازه کافی زیاد است، و امکان زیادی دارد که بمیرم. خواهش میکنم این کارآگاه پلیس را از این جا خارج کنید. چون من خیلی خسته هستم.
سپس کایتانو طوری صورتش را چرخاند که مثل قلت زدن و رو بر گرداندن به طرف مخالف همه بود، و در همان حالت ماند.
آقای فریزر به کارآگاه: من تمام چیزهایی را که به من گفتند دقیقا به او گفتم و او گفت که به شما بگویم که حقیقتا نمی داند ضاربش چه کسی است