من: نه. این طور نخواهد بود، و اشمید نیز رئیس جمهور نخواهد شد.
جاده سمنتی پایان یافت و ادامه آن اسفالتی باریگهای درشت شد و ما از دشتها گذشتیم و در دامنه های تپه ها قرار گرفتیم. پیچ های جاده هم شروع شد و شیب جاده به آرامی به سر بالایی تبدیل شد. خاک تپه قرمز رنگ بود. مریم گلی هم در توده های خاکستری رشد کرده بود، و همان
طوری که جاده در حال بالا رفتن بود، ما می توانستیم آن طرف تپه ها و فراتر را ببینیم، و دورتر از دشت های سبز درهای که کوهها در کنارش قرار داشت، بیش از پیش شباهت اسپانیا را در ذهن تدایی می کرد. جاده پیچیده و به شیب سربالایی خود افزود، و جلوتر دستهای تیره از سیاه خروس ها در جاده دیده می شد. همان طوری که ما به آنها نزدیک شدیم، آنها به هوا بلند شدند. صدای پرو بال زدن سریع آنها شنیده می شد، و سپس در زاویه های انحرافی طولانی در هوا به پرواز در آمدند، و دامنه تپه ای که روی آن آرمیده بودند، روشن کردند.
دوستم: آنها خیلی بزرگ و زیبا هستند. آنها از کیک های اروپایی بزرگ ترند.
من همان طوری که آقای فوتتان می گفت، این جا منطقه روستایی استثنایی برای شکار است.
دوستم: و وقتی شکار دیگری نیست. من: تا آن زمان آقا و خانم فونتان نیز نیستند.
جاده سمنتی پایان یافت و ادامه آن اسفالتی باریگهای درشت شد و ما از دشتها گذشتیم و در دامنه های تپه ها قرار گرفتیم. پیچ های جاده هم شروع شد و شیب جاده به آرامی به سر بالایی تبدیل شد. خاک تپه قرمز رنگ بود. مریم گلی هم در توده های خاکستری رشد کرده بود، و همان
طوری که جاده در حال بالا رفتن بود، ما می توانستیم آن طرف تپه ها و فراتر را ببینیم، و دورتر از دشت های سبز درهای که کوهها در کنارش قرار داشت، بیش از پیش شباهت اسپانیا را در ذهن تدایی می کرد. جاده پیچیده و به شیب سربالایی خود افزود، و جلوتر دستهای تیره از سیاه خروس ها در جاده دیده می شد. همان طوری که ما به آنها نزدیک شدیم، آنها به هوا بلند شدند. صدای پرو بال زدن سریع آنها شنیده می شد، و سپس در زاویه های انحرافی طولانی در هوا به پرواز در آمدند، و دامنه تپه ای که روی آن آرمیده بودند، روشن کردند.
دوستم: آنها خیلی بزرگ و زیبا هستند. آنها از کیک های اروپایی بزرگ ترند.
من همان طوری که آقای فوتتان می گفت، این جا منطقه روستایی استثنایی برای شکار است.
دوستم: و وقتی شکار دیگری نیست. من: تا آن زمان آقا و خانم فونتان نیز نیستند.