مادام: آیا شما امشب به این جا باز میگردید؟ آقای فونتان می خواهد
اد
امشب کمی شراب بنوشد.
من: ما قبل از این که برویم، به این جا باز خواهیم گشت. مادام: آیا هنوز هم تصمیم دارید از شهر بروید؟ من: بله، ما باید فردا صبح این جا را ترک کنیم
مادام: ولی، این که خیلی بد شد. پس امشب بیایید. فونتان کمی شراب خواهد آورد. ما می توانیم قبل از رفتنتان یک جشن بگیریم.
من: ما قبل از رفتن به این جا می آییم.
ولی آن بعد از ظهر تلگراف های متعددی بود که می بایست فرستاده می شد. اتومبیل هم یک لاستیک داشت که به وسیله سنگ تیزی بریده شده بود و احتیاج به پنچر گیری و رفو داشت، و من بدون اتومبیل وارد شهر شدم تا کارهایی که باید قبل از رفتن انجام میدادم. تمام کنم. وقت شام من بیش از حد خسته بودم که بخواهم بیرون بروم. ما نمی خواستیم که مجبور به محاوره به زبان بیگانه ای باشیم ما فقط می خواستیم زود به خواب
برویم
همان طوری که در تختم دراز کشیده بودم درست قبل از به خواب رفتن، با تمام وسائل تابستان که روی هم انباشته شده و برای بسته بندی آماده بودند، و پنجره ها باز و هوای خنک از کوهستانها به داخل می وزید، من احساس خجالت کردم که به خانه فونتان نرفته ام، ولی در مدت کوتاهی
اد
امشب کمی شراب بنوشد.
من: ما قبل از این که برویم، به این جا باز خواهیم گشت. مادام: آیا هنوز هم تصمیم دارید از شهر بروید؟ من: بله، ما باید فردا صبح این جا را ترک کنیم
مادام: ولی، این که خیلی بد شد. پس امشب بیایید. فونتان کمی شراب خواهد آورد. ما می توانیم قبل از رفتنتان یک جشن بگیریم.
من: ما قبل از رفتن به این جا می آییم.
ولی آن بعد از ظهر تلگراف های متعددی بود که می بایست فرستاده می شد. اتومبیل هم یک لاستیک داشت که به وسیله سنگ تیزی بریده شده بود و احتیاج به پنچر گیری و رفو داشت، و من بدون اتومبیل وارد شهر شدم تا کارهایی که باید قبل از رفتن انجام میدادم. تمام کنم. وقت شام من بیش از حد خسته بودم که بخواهم بیرون بروم. ما نمی خواستیم که مجبور به محاوره به زبان بیگانه ای باشیم ما فقط می خواستیم زود به خواب
برویم
همان طوری که در تختم دراز کشیده بودم درست قبل از به خواب رفتن، با تمام وسائل تابستان که روی هم انباشته شده و برای بسته بندی آماده بودند، و پنجره ها باز و هوای خنک از کوهستانها به داخل می وزید، من احساس خجالت کردم که به خانه فونتان نرفته ام، ولی در مدت کوتاهی