بودند، و برف روی بلندی های آنها مثل اینه مینمود. تابستان داشت تمام می شد، ولی برف جدید هنوز روی کوهها نباریده بود. فقط برف آب شده از گرمای نور خورشید در شکافهای کوهها و برف یخ زده شیشه مانند روی قله ها که خیلی شفاف و نورانی بود، از فاصله خیلی دور دیده می شدند.
ما به دنبال نوشیدنی یا هر چیز خنک و سایه ای بودیم تا تشنگی و خستگی خود را رفع کنیم. پوست ما از نور خورشید، سوخته و لب هایمان از خاک شور و نور خورشید تاول زده بود. ما در جاده فرعی که به خانه فونتانها میرفت پیچیدیم و اتومبیل را نزدیک آن جا پارک کردیم. و وارد خانه شدیم. هوای درون خانه در اتاق غذا خوری خنک بود. مادام فونتان تنها بود.
مادام: فقط در بطری از نوشیدنی سبک داریم، نوشیدنی سبک جدید هنوز آماده و خوب نیست.
من به مادام تعدادی پرنده که شکار کرده بودیم، دادم. مادام: آنها عالی هستد، متشکرم
مادام بیرون رفت تا پرنده ها را جایی که خنک تر باشد قرار دهد. وقتی ما نوشیدنی هایمان را تمام کردیم. بلند شدیم و ایستادیم.
من: ما باید برویم.
ما به دنبال نوشیدنی یا هر چیز خنک و سایه ای بودیم تا تشنگی و خستگی خود را رفع کنیم. پوست ما از نور خورشید، سوخته و لب هایمان از خاک شور و نور خورشید تاول زده بود. ما در جاده فرعی که به خانه فونتانها میرفت پیچیدیم و اتومبیل را نزدیک آن جا پارک کردیم. و وارد خانه شدیم. هوای درون خانه در اتاق غذا خوری خنک بود. مادام فونتان تنها بود.
مادام: فقط در بطری از نوشیدنی سبک داریم، نوشیدنی سبک جدید هنوز آماده و خوب نیست.
من به مادام تعدادی پرنده که شکار کرده بودیم، دادم. مادام: آنها عالی هستد، متشکرم
مادام بیرون رفت تا پرنده ها را جایی که خنک تر باشد قرار دهد. وقتی ما نوشیدنی هایمان را تمام کردیم. بلند شدیم و ایستادیم.
من: ما باید برویم.