من: او مرد خوبی است، واقعا یک نوع تبهکاری است که او را به زندان انداخته اند.
مادام: ما پول زیادی از مردم نمی گیریم. برای یک لیتر شراب یک دلار میگیریم، و برای نوشیدنی سبک ده ستت برای هر بطری. ما هرگز نوشیدنی سبک را قبل از عمل آمدنش نمی فروشیم. بیشتر محلها نوشیدنی سبک را به محض ساختنش می فروشند و این باعث سر درد همه مشتریان می شود. این دیگر چه قانونیست؟ آنها فونتان را به زندان می اندازند و هفتصد و پنجاه و پنج دلار از ما می گیرند.
من: این شرارت است، آقای فونتان کجاست؟
مادام: او در کنار شرابها مانده است. او مجبور است هم اکنون مواظب آنها باشد تا درست به موقع آنها را بگیرند. |
در این لحظه مادام لبخند زد. مادام دیگر در مورد پول از دست رفته فکر نمیکرد.
مادام: شما میدانید فونتان عاشق شراب است. دیشب فونتان کمی شراب قدیمی و کمی جدید را که درست کرده بود به خانه آورد. همان نوشیدنی که شما دیشب نوشیدید. آخرین شراب جدید هنوز حاضر نیست. ولی او کمی از آن را نوشید، و امروز صبح کمی از آن را در قهوه اش ریخت. بدیهی است که او دیوانه وار شراب را دوست می دارد. همان طوری که کشور زادگاهش را دوست می دارد. در محلی که من در شمال زندگی
مادام: ما پول زیادی از مردم نمی گیریم. برای یک لیتر شراب یک دلار میگیریم، و برای نوشیدنی سبک ده ستت برای هر بطری. ما هرگز نوشیدنی سبک را قبل از عمل آمدنش نمی فروشیم. بیشتر محلها نوشیدنی سبک را به محض ساختنش می فروشند و این باعث سر درد همه مشتریان می شود. این دیگر چه قانونیست؟ آنها فونتان را به زندان می اندازند و هفتصد و پنجاه و پنج دلار از ما می گیرند.
من: این شرارت است، آقای فونتان کجاست؟
مادام: او در کنار شرابها مانده است. او مجبور است هم اکنون مواظب آنها باشد تا درست به موقع آنها را بگیرند. |
در این لحظه مادام لبخند زد. مادام دیگر در مورد پول از دست رفته فکر نمیکرد.
مادام: شما میدانید فونتان عاشق شراب است. دیشب فونتان کمی شراب قدیمی و کمی جدید را که درست کرده بود به خانه آورد. همان نوشیدنی که شما دیشب نوشیدید. آخرین شراب جدید هنوز حاضر نیست. ولی او کمی از آن را نوشید، و امروز صبح کمی از آن را در قهوه اش ریخت. بدیهی است که او دیوانه وار شراب را دوست می دارد. همان طوری که کشور زادگاهش را دوست می دارد. در محلی که من در شمال زندگی