آندره: نه، تمام بیست و پنج سنت را به من بدهید، پدر، من آن را در راه خرد میکنم.
مادام: آندره، می بایستی بعد از اتمام فیلم فورا برای استراحت به خانه
باز گردی.
آندره: من بعد از فیلم زود بر میگردم.، و از در خارج شد. بیرون هوای شب در حال خنک شدن بود. آندره در را باز گذاشته بود و نسیم خنکی از بیرون به داخل خانه می آمد.
مادام به من چیزی بخورید، شما هنوز چیزی نخورده اید، من دو قطعه مرغ و سیب زمینی سرخ کرده، سه عدد ذرت شیرین پخته، چند عدد خیار خرد شده، و یک بشقاب سالاد خورده بودم.
خانم فونتان: از پنیر فتا بخورید، یا از پنیر خامه ای میل کنید. شما هنوز چیزی نخورده اید.
آقای فونتان: شاید او مقداری کیک بخواهد.
مادام: من بایستی مقداری کیک برای او میگرفتم. آمریکایی ها همیشه برای دسر کیک می خورند.
من: ولی من فکر میکنم که به اندازه کافی غذا خورده ام
مادام: اوه، تعارف نکنید باز هم میل بفرمایید، شما چیزی نخورده اید. همه چیز را میل کنید. ما هیچ چیز را نگه نمی داریم. هر چه هست باید خورده شود.
مادام: آندره، می بایستی بعد از اتمام فیلم فورا برای استراحت به خانه
باز گردی.
آندره: من بعد از فیلم زود بر میگردم.، و از در خارج شد. بیرون هوای شب در حال خنک شدن بود. آندره در را باز گذاشته بود و نسیم خنکی از بیرون به داخل خانه می آمد.
مادام به من چیزی بخورید، شما هنوز چیزی نخورده اید، من دو قطعه مرغ و سیب زمینی سرخ کرده، سه عدد ذرت شیرین پخته، چند عدد خیار خرد شده، و یک بشقاب سالاد خورده بودم.
خانم فونتان: از پنیر فتا بخورید، یا از پنیر خامه ای میل کنید. شما هنوز چیزی نخورده اید.
آقای فونتان: شاید او مقداری کیک بخواهد.
مادام: من بایستی مقداری کیک برای او میگرفتم. آمریکایی ها همیشه برای دسر کیک می خورند.
من: ولی من فکر میکنم که به اندازه کافی غذا خورده ام
مادام: اوه، تعارف نکنید باز هم میل بفرمایید، شما چیزی نخورده اید. همه چیز را میل کنید. ما هیچ چیز را نگه نمی داریم. هر چه هست باید خورده شود.