نام کتاب: بیست داستان برگزیده
خورده ام. می دانید آنها چه غذایی به من دادند؟ آنها به من گوشتی دادند که نپخته بود! |
من واقعا مادام: من به تو دروغ نمی گویم، غذا گوشت نپخته بود!
خانم فونتان: برادر من با یک آمریکایی ازدواج کرده است و تمام مدت کنسرو لوبیا می خورد.
من چه مدت است که ازدواج کرده است؟
مادام: اوه، خدای من، نمی دانم. زن او دویست و بیست و پنج پوند وزن دارد، و کار هم نمی کند. حتی آشپزی هم نمی کند. تنها غذایی که به شوهرش می دهد کنسرو خوراک لوبیا است
من: چه کار دیگری میکند؟
مادام: آن زن تمام وقت مطالعه میکند و تنها کتاب هایی به زبان انگلیسی می خواند. کار او تمام مدت همین است. در رختخواب می ماند و کتاب می خواند. آن زن نمی تواند بچه دیگری بزاید، به این خاطر که بیش از حد چاق است. دیگر جایی در بدنش برای بچه ندارد.
من: مشکل این زن چیست؟
مادام: آن زن میخواهد تمام وقت کتاب بخواند. شوهرش مرد خوبیست، سخت کار می کند. او قبلا در معدن کار می کرد، ولی هم اکنون
که تقریبا معادل یک صد و دو کیلوگرم

صفحه 224 از 319