نام کتاب: بیست داستان برگزیده
مادام فونتان: او کارش با محصول انگور رسیده تمام شده است. اوه، خدای من، او دیوانه وار عاشق شراب است. او هم اکنون مشغول چیدن انگور است.
من: ولی شما نوشیدنی سبک دوست دارید، این طور نیست؟
خانم فونتان: بله، من نوشیدنی سبک مثل آب جو را دوست دارم، ولی آقای فونتان عاشق شراب است.
مادام فونتان، خانم فربه پیری بود که صورت زیبای سرخ فام و موهای سفیدی داشت. خیلی تمیز و مرتب بود و خانه اش را نیز پاکیزه و منظم نگه می داشت. او اهل لنس ، بود.
مادام امروز کجا غذا خوردید؟ من: در هتل
مادام: این جا غذا بخورید، نباید در هتل یا رستوران غذا خوردن غذای این جا بهتر و سالم تر است. ا
من: من نمی خواهم برایتان مشکل درست کنم و بغیر از این، همراهم به
غذای هتل عادت دارد.
مادام: من هرگز در هتل غذا نمیخورم. شاید آنها بتوانند آن جا غذا بخورند. من تنها یک بار در زندگی ام در یک رستوران در آمریکا غذا
1. Lens

صفحه 223 از 319