نام کتاب: بیست داستان برگزیده
حالی که در یک قطار تراموا در حال عبور هستید به شما برساند، تشابهی
ندارد.
مثال مشابه برای بیاد نیاوردن بوی گندو متعفن اجساد در میدان جنگ مثل چیزی است که کاملا از دست رفته است، همانند وقتی که شما عاشق بوده اید، شما میتوانید اتفاقاتی که در عشق تجربه کرده اید، بیاد آورید ولی احساس هایی که داشتید هیچ گاه بخاطر نخواهید آورد.
پس تعجب آور است که فکر کنیم که مسافر کوشا، مانگو پارک چه چیزهایی را در هوای گرم میدان نبرد، مشاهده کرده است که بتواند با آن اعتماد بنفس خود را دوباره اعاده کند. همیشه در پایان ماه جون و درماه جولای گل های گندم زیادی در مزارع گندم وجود دارند، و درختان توت پر از برگهای بزرگ و انباشته خود هستند و می توان موجهای گرما را که از لوله های فلزی تفنگها به هوا بلند می شود، جایی که نور خورشید از میان سایه های برگها با آنها برخورد می کند، را دید. رنگ زمین به رنگ زرد روشن در لبه سوراخها بوجود آمده در زمین جنگ تغییر می یابد، درست جائیکه پوسته های گاز خردل، بعد از برخورد موشک با زمین ایجاد میکنند، و خانه های شکسته معمول را میتوان بهتر از خانه های بمب خورده، مشاهده کرد، ولی مسافران معدودی، یک نفس خوب و کامل از هوای صبح زود تابستان گرم می گیرند، و تفکراتی هم چون تفکرات مانگو

صفحه 210 از 319