در جنگ، مردگان معمولا از جنس نر گروه انسان ها هستند، اگر چه در حیوانات این امر متفاوت است و من در مبارزه بین اسبها بارها ماده های مرده زیادی دیده ام. یک نقطه نظر جالب از جنگ، نیز این است که فقط آن جاست که طبیعت شناسان فرصت دارند که قاطرهای مرده را مورد بررسی و تفحس قرار دهند. در بیست سال مشاهدات در زندگی شهری، من هرگز یک قاطر مرده ندیده ام و این شک در تفکراتم رخنه کرد که آیا این حیوانات واقعا فناپذیر هستند؟ در مواردی نادر، من ناظر آن چه که فکر میکردم قاطرهای مرده هستند، بودم، ولی از نگاهی نزدیک تر متوجه شدم که همیشه اجسادی که مشاهده کرده ام موجودات زنده ای بوده اند که مردن آنها از طریق کیفیت کامل آرامش آنها بوده است. ولی در جنگ این حیوانات در طریقهای مشابه به اسب با تکرار بیشتر و شدت کمتر هلاک
شده بودند
بیشتر قاطرانی که من در جنگ مرده یافتم در امتداد جاده های کوهستانی یا در پای شیبهای تند یافت میشدند جایی که آنها را برای مختل سازی عبور در جاده، به کناری هل داده بودند. اجساد آنها منظره کامل کننده در کوهستانها جایی که همه به حضور آنها عادت داشتند تبدیل شده بود و آن جا منظر نامتجانس کمتری از زمانی دیرتر در اسمیرنا، جایی که یونانیها پاهای تمام حیوانات باربر خود را میشکستند
1. Smyna
شده بودند
بیشتر قاطرانی که من در جنگ مرده یافتم در امتداد جاده های کوهستانی یا در پای شیبهای تند یافت میشدند جایی که آنها را برای مختل سازی عبور در جاده، به کناری هل داده بودند. اجساد آنها منظره کامل کننده در کوهستانها جایی که همه به حضور آنها عادت داشتند تبدیل شده بود و آن جا منظر نامتجانس کمتری از زمانی دیرتر در اسمیرنا، جایی که یونانیها پاهای تمام حیوانات باربر خود را میشکستند
1. Smyna