شده صاف و تمام چمنزارها و زمین های لخت با پوشش یخ ناپدید شده بودند. من سگ جوان ایرلندی را برای کمی راه پیمایی تا بالای جاده و در امتداد نهر با خود بردم ولی سگ قرمز رنگ مدام لیز میخورد و من نیز دوبار به سختی زمین خوردم، یک بار تفنگ شکاری از دستم افتاد و روی یخ برای مسافتی از من دور شد.
ما باعث تاراندن و به پرواز در آمدن یک دسته بلدرچین زیر یک ساحل صخره ای خاک رس بلند با بوته هایی که از کناره اش آویزان بود شدیم و من توانستم دو تا از آنها را با شلیک تفنگم در حالی که از دید چشمانم دور می شدند، درست بالای ساحل کناره از پا در بیاورم
تعدادی از دسته بلدرچین ها، با پرواز و بیرون آمدن از درون درختان روشنایی ایجاد کردند، ولی بیشتر آنها درون بوته های انباشته پراکنده شدند و لازم بود که از روی پوشش یخی تپه های کوچکی از بوته چندین بار قبل از تاراندن آنها بپرم
در حالی که به صورت نامتعادلی روی بوته های یخ زده با حالت فنری می پریدم که بیرون بیاییم، شلیک کردن به بلدرچین ها را برای من سخت میکرد. من دو تا از آنها را کشتم، پنج تا را از دست دادم و در حالی که راضی بودم که یک دسته، نزدیک به خانه پیدا کردم و خوشحال بودم که تعداد زیادی از آنها برای شکار یک روز دیگر باقی می مانند، آن جا را به طرف خانه ترک کردم.
ما باعث تاراندن و به پرواز در آمدن یک دسته بلدرچین زیر یک ساحل صخره ای خاک رس بلند با بوته هایی که از کناره اش آویزان بود شدیم و من توانستم دو تا از آنها را با شلیک تفنگم در حالی که از دید چشمانم دور می شدند، درست بالای ساحل کناره از پا در بیاورم
تعدادی از دسته بلدرچین ها، با پرواز و بیرون آمدن از درون درختان روشنایی ایجاد کردند، ولی بیشتر آنها درون بوته های انباشته پراکنده شدند و لازم بود که از روی پوشش یخی تپه های کوچکی از بوته چندین بار قبل از تاراندن آنها بپرم
در حالی که به صورت نامتعادلی روی بوته های یخ زده با حالت فنری می پریدم که بیرون بیاییم، شلیک کردن به بلدرچین ها را برای من سخت میکرد. من دو تا از آنها را کشتم، پنج تا را از دست دادم و در حالی که راضی بودم که یک دسته، نزدیک به خانه پیدا کردم و خوشحال بودم که تعداد زیادی از آنها برای شکار یک روز دیگر باقی می مانند، آن جا را به طرف خانه ترک کردم.