مرد پیر: من هرگز به آمریکا سفر نکرده ام. ولی خیلی دوست دارم به آن جا بروم. شاید در آینده یکی از جلسات انجمن را همراهی کنم. من خیلی خوشحال خواهم شد که پدر شما را ملاقات کنم.
هریس: من هم مطمئن هستم که او خوشحال میشد شما را ملاقات کند ولی پدرم سال پیش فوت شدند. پدرم به صورت عجیبی خود را با شلیک گلوله از پا در آورد.
مرد پیر: من حقیقا از این موضوع خیلی متاسفم. من مطمئن هستم که از دست دادن چنین شخصیتی برای دنیای علم و خانواده او مصیبت عظیمی بوده است
هریس: البته دنیای علم این مصیبت را به راحتی قبول کرد، این کارت من است، اول اسم و فامیل پدرم E
. J است به جای E
. D من مطمئن هستم که پدرم دوست می داشت که شما را بشناسد.
مرد پیر: ملاقات و آشنایی ما میتوانست یک مسرت بزرگ باشد.
مرد پیر کارتی از کتابچه درون جیبش بیرون آورد و آن را به هریس داد، روی کارت این طور نوشته شده بود:
Dr , Sigismund Wyer, Ph. d. Member of the National Geographic Society, Washington , D. C. , USA
هریس: من این کارت را با دقت زیاد حفظ خواهم کرد.
هریس: من هم مطمئن هستم که او خوشحال میشد شما را ملاقات کند ولی پدرم سال پیش فوت شدند. پدرم به صورت عجیبی خود را با شلیک گلوله از پا در آورد.
مرد پیر: من حقیقا از این موضوع خیلی متاسفم. من مطمئن هستم که از دست دادن چنین شخصیتی برای دنیای علم و خانواده او مصیبت عظیمی بوده است
هریس: البته دنیای علم این مصیبت را به راحتی قبول کرد، این کارت من است، اول اسم و فامیل پدرم E
. J است به جای E
. D من مطمئن هستم که پدرم دوست می داشت که شما را بشناسد.
مرد پیر: ملاقات و آشنایی ما میتوانست یک مسرت بزرگ باشد.
مرد پیر کارتی از کتابچه درون جیبش بیرون آورد و آن را به هریس داد، روی کارت این طور نوشته شده بود:
Dr , Sigismund Wyer, Ph. d. Member of the National Geographic Society, Washington , D. C. , USA
هریس: من این کارت را با دقت زیاد حفظ خواهم کرد.