هریس به جلو خم شد و به بیرون پنجره نگاه کرد. مقابل او آن طرف سالن مرد پیری روزنامه اش را تا کرد و کنار گذاشت، و به آقای هریس نگاه کرد و سپس قهوه اش را بلند کرد و به طرف میز هریس قدم زد. |
مرد پیر به زبان انگلیسی گفت: مرا میبخشید اگر مزاحم می شوم. ولی این مطلب که شما ممکن است یکی از اعضاء انجمن بین المللی جغرافی باشید ناگهان به ذهنم خطور کرد.
هریس: خواهش میکنم بنشینید.، مرد پیر نشست هریس: آیا یک فنجان قهوه یا نوشیدنی دیگر میل دارید؟ مرد پیر: متشکرم هریس: آیا یک کی رش میل دارید؟ مرد پیر: شاید، ولی شما می بایستی به من در نوشیدن آن کمک کنید.
هریس: نه، تعارف نکنید، من تأکید می کنم که یکی میل بفرمایید. و گارسون زن را صدا کرد.
پیر مرد از جیب درون کتش یک کیف چرمی بیرون آورد، و کش لاستیکی پهنی که دور آن بود بیرون کشید و چند عدد ورقه کاغذ از آن بیرون آورد و یکی را انتخاب کرد و به آقای هریس رد کرده و گفت: این ورقه گواهی عضویت من است، آیا شما آقای فردریک جی راسل را در آمریکا میشناسید؟
نوعی نوشیدنی
Kirsh
مرد پیر به زبان انگلیسی گفت: مرا میبخشید اگر مزاحم می شوم. ولی این مطلب که شما ممکن است یکی از اعضاء انجمن بین المللی جغرافی باشید ناگهان به ذهنم خطور کرد.
هریس: خواهش میکنم بنشینید.، مرد پیر نشست هریس: آیا یک فنجان قهوه یا نوشیدنی دیگر میل دارید؟ مرد پیر: متشکرم هریس: آیا یک کی رش میل دارید؟ مرد پیر: شاید، ولی شما می بایستی به من در نوشیدن آن کمک کنید.
هریس: نه، تعارف نکنید، من تأکید می کنم که یکی میل بفرمایید. و گارسون زن را صدا کرد.
پیر مرد از جیب درون کتش یک کیف چرمی بیرون آورد، و کش لاستیکی پهنی که دور آن بود بیرون کشید و چند عدد ورقه کاغذ از آن بیرون آورد و یکی را انتخاب کرد و به آقای هریس رد کرده و گفت: این ورقه گواهی عضویت من است، آیا شما آقای فردریک جی راسل را در آمریکا میشناسید؟
نوعی نوشیدنی
Kirsh