گارسون زن: اوه، بله آقا، من آلمانی و فرانسه را با لهجه های مختلف صحبت می کنم.
هریس: از کدام زبان بیشتر از همه خوشتان می آید؟
گارسون زن: آنها همه تقریبا یک سان هستند، آقا. من نمی توانم بگویم که یکی را به دیگری ترجیح میدهم.
هریس: آیا نوشیدنی یا قهوه میل دارید؟ گارسون زن: اوه، نه آقا، ما اجازه نداریم با مشتریها در رستوران
ج
نوشیدنی بنوشیم.
هریس: یک عدد سیگار میل دارید؟ گارسون زن لبخند زد و گفت: اوه، نه آقا، من سیگار نمیکشم. هریس: من هم همین طور، من با دیوید بلاسکو موافق نیستم گارسون زن: ببخشید؟ |
هریس: بلاسکو. ... دیوید بلاسکو، کسی که میتوان به او همه چیز را گفت چون او یقه اش را بر عکس میپوشد. ولی من با او موافق نیستم. دلیل دیگرش اینست که او حالا مرده است.
گارسون زن: ممکن است مرا ببخشید، آقا؟ هریس: کاملا، و اجازه داد گارسون دنبال کارهایش برود.
هریس: از کدام زبان بیشتر از همه خوشتان می آید؟
گارسون زن: آنها همه تقریبا یک سان هستند، آقا. من نمی توانم بگویم که یکی را به دیگری ترجیح میدهم.
هریس: آیا نوشیدنی یا قهوه میل دارید؟ گارسون زن: اوه، نه آقا، ما اجازه نداریم با مشتریها در رستوران
ج
نوشیدنی بنوشیم.
هریس: یک عدد سیگار میل دارید؟ گارسون زن لبخند زد و گفت: اوه، نه آقا، من سیگار نمیکشم. هریس: من هم همین طور، من با دیوید بلاسکو موافق نیستم گارسون زن: ببخشید؟ |
هریس: بلاسکو. ... دیوید بلاسکو، کسی که میتوان به او همه چیز را گفت چون او یقه اش را بر عکس میپوشد. ولی من با او موافق نیستم. دلیل دیگرش اینست که او حالا مرده است.
گارسون زن: ممکن است مرا ببخشید، آقا؟ هریس: کاملا، و اجازه داد گارسون دنبال کارهایش برود.