باربر: اوه، بله. میشود دوهزار فرانک سوئیس. باز هم پول کمی نیست آقای جانسون: نه باربر: و چرا کسی این کار را میکند؟ آقای جانسون: وقتی همسر شما از شما بخواهد. باربر: ولی چرا زنها این درخواست را می کنند؟
آقای جانسون: احتمالا برای این که با کس دیگری ازدواج کنند.
باربر: ولی این احمقانه است.
آقای جانسون: من با شما موافقم. در همین حین گارسون زن لیوان های آنها را پر کرده و همه لیوان های خود را بلند کردند.
آقای جانسون: به سلامتی باربر: با لهجه متفاوتی گفت به سلامتی شما، موسیو دو بار بر دیگر نیز به زبان نا آشنایی گفتند: به سلامتی همگی
جانسون، آیا این سیستم محاوره ای در سوئیس است که هر بار به زبان دیگری جواب میدهید؟
باربر: نه، زبان فرانسه زبان با فرهنگ تری است. به غیر از این، این زبان که استفاده شد، سوئیس رومانیایی بود.
جانسون: ولی شما آلمانی صحبت میکنید باربر: بله، جایی که من از آن جا می آیم، مردم آلمانی حرف میزنند. جانسون: حالا میفهمم، و شما می گویید هرگز طلاق نگرفته اید.
آقای جانسون: احتمالا برای این که با کس دیگری ازدواج کنند.
باربر: ولی این احمقانه است.
آقای جانسون: من با شما موافقم. در همین حین گارسون زن لیوان های آنها را پر کرده و همه لیوان های خود را بلند کردند.
آقای جانسون: به سلامتی باربر: با لهجه متفاوتی گفت به سلامتی شما، موسیو دو بار بر دیگر نیز به زبان نا آشنایی گفتند: به سلامتی همگی
جانسون، آیا این سیستم محاوره ای در سوئیس است که هر بار به زبان دیگری جواب میدهید؟
باربر: نه، زبان فرانسه زبان با فرهنگ تری است. به غیر از این، این زبان که استفاده شد، سوئیس رومانیایی بود.
جانسون: ولی شما آلمانی صحبت میکنید باربر: بله، جایی که من از آن جا می آیم، مردم آلمانی حرف میزنند. جانسون: حالا میفهمم، و شما می گویید هرگز طلاق نگرفته اید.