تغییر دهید. بعد رو به باربرها کرد و گفت: ناراحت نمیشوید اگر من این جا پیش شما بنشینم؟
باربری که نوع شامپاین را پیشنهاد کرده بود با لبخند گفت: بنشینید، خواهش میکنم جای خود را به این جا تغییر دهید. او دسته های عینکش را تا کرد و آن را در کیف مخصوصش گذاشت، و از آقای جانسون پرسید: آیا روز تولد شماست؟
آقای جانسون: خیر، امروز یک ضیافت یا جشن نیست. همسرم تصمیم گرفته که از من طلاق بگیرد.
ا
باربر اول: آها
باربر دوم: من امیدوارم این طور نباشد باربر سوم که بنظر می آمد گوشش کمی سنگین باشد، عکس العملی
نشان نداد.
آقای جانسون: این بی شک یک تجربه برای عمومی از مردم است مثل اولین باری که باید به دندانپزشک مراجعه کرد، با اولین باری که یک دختر حالش بد میشود، البته من هم در این مورد کمی غمگین و ناراحت هستم.
باربر پیرتر از بقیه: این قابل درک است، من حال شما را می فهمم.
آقای جانسون از بازی با زبان فرانسه دست برداشت و با لهجه و کرامر خوب از همه آنها پرسید: آیا هیچ کدام از شما آقایان طلاق گرفته اید؟
باربری که نوع شامپاین را پیشنهاد کرده بود با لبخند گفت: بنشینید، خواهش میکنم جای خود را به این جا تغییر دهید. او دسته های عینکش را تا کرد و آن را در کیف مخصوصش گذاشت، و از آقای جانسون پرسید: آیا روز تولد شماست؟
آقای جانسون: خیر، امروز یک ضیافت یا جشن نیست. همسرم تصمیم گرفته که از من طلاق بگیرد.
ا
باربر اول: آها
باربر دوم: من امیدوارم این طور نباشد باربر سوم که بنظر می آمد گوشش کمی سنگین باشد، عکس العملی
نشان نداد.
آقای جانسون: این بی شک یک تجربه برای عمومی از مردم است مثل اولین باری که باید به دندانپزشک مراجعه کرد، با اولین باری که یک دختر حالش بد میشود، البته من هم در این مورد کمی غمگین و ناراحت هستم.
باربر پیرتر از بقیه: این قابل درک است، من حال شما را می فهمم.
آقای جانسون از بازی با زبان فرانسه دست برداشت و با لهجه و کرامر خوب از همه آنها پرسید: آیا هیچ کدام از شما آقایان طلاق گرفته اید؟