نام کتاب: بیست داستان برگزیده
گارسون زن قهوه را از آشپزخانه آورد و آقای جانسون به بیرون پنجره به بارش برف در نور چراغ های سکوی ایستگاه نگاه کرد.
آقای جانسون: آیا شما به زبانهای دیگر جز انگلیسی تسلط دارید؟
گارسون زن: اوه، بله، من آلمانی و فرانسه و لهجه ها را میتوانم صحبت کنم.
آقای جانسون: آیا نوشیدنی میل دارید؟
گارسون زن: اوه، نه آقا، ما اجازه نوشیدن در این رستوران را با مشتریان نداریم
آقای جانسون: با یک سیگار چطورید؟ گارسون زن: اوه، نه آقا، من سیگاری نیستم. آقای جانسون: من هم نیستم. این یک عادت کثیف است.
گارسون دور شد و آقای جانسون یک سیگار روشن کرد و از قهوه اش نوشید. ساعت دیواری یک ربع به ساعت ده را نشان می داد. ساعت مچی آقای جانسون کمی تند کار می کرد. قطار قرار بود ساعت ده و نیم برسد و حالا یک ساعت تأخیر داشت به این معنی که یازده و نیم میرسید.
آقای جانسون گارسون را صدا کرد. آقای جانسون: سینیوریتا گارسون زن: چه میل دارید، آقا
. در زبان اسپانیایی به معنی دوشیزه

صفحه 175 از 319