نام کتاب: بیست داستان برگزیده
آقای ویلر دوباره: مادمازل، گارسون زن به کنار میز او آمد. گارسون زن: آیا تقاضایی دارید؟ آقای ویلر: بله خیلی زیاد، من سیصد فرانک به تو خواهم داد. گارسون زن: شما نفرت انگیزید. آقای ویلر: سیصد فرانک سوئیس به تو می دهم که مرا در طبقه دوم
ملاقات کنی.
گارسون زن میز را ترک کرد و آقای ویلر با نگاهش او را بدرقه کرد.
یک کارگر باربر در را باز کرد. او باربری بود که مسئول چمدان های آقای ویلر بود. |
باربر به زبان فرانسه به آقای ویلر: ترن دارد وارد ایستگاه می شود، آقا، آقای ویلر بلند شد و ایستاد.
آقای ویلر: مادمازل گارسون زن به طرف میز آمد. آقای ویلر: پول نوشیدنی چقدر می شود؟ گارسون زن: مفت فرانک
آقای ویلر هشت فرانک پول شمرد و آن را روی میز گذاشت. کتش را به تن کرد و دنبال باربر بیرون روی سکوی ایستگاه، جایی که برف در حال باریدن بود، رفت.|

صفحه 172 از 319