نام کتاب: بیست داستان برگزیده
آقای ویلر: من شوخی نمیکنم گارسون زن پس، شما نباید این حرف را بزنید.
آقای ویلر: من وقت جرو بحث ندارم، قطار تا چهل دقیقه دیگر می رسد. اگر با من به طبقه بالا بیایی به تو صد فرانک می دهم.
گارسون زن شما نباید چنین حرفهایی بزنید، آقا، من از یکی از کارگرها میخواهم که با شما صحبت کند.|
آقای ویلر: من نه کارگر می خواهم، نه پلیس، و نه یکی از آن پسرهایی که سیگار می فروشنده
من شما را در طبقه بالا میخواهم
گارسون زن، اگر میخواهید این طور صحبت کنید، بهتر است این جا را ترک کنید. شما نمی توانید این جا بمانید اگر بخواهید این گونه به صحبت های خود ادامه دهید.
آقای ویلر: پس چرا از این جا نمیروی؟ اگر تو بروی من نمی توانم با تو سخن بگویم.
گارسون زن از آن جا دور شد. آقای ویلر نگاه کرد تا ببیند، او با کارکرها حرف می زند یا نه، و گارسون زن با آنها حرف نزد.
آقای ویلر: مادمازل ، گارسون زن دوباره به کنار میز آمد آقای ویلر: خواهش میکنم یک بطری سیون، برایم بیاورید
نوشیدنی محلی کشور سوئیس
| Sion

صفحه 170 از 319