خوابید. همان شب دیرتر با دوستی بیرون رفتیم و من لباس ها و اسباب هایم را با کمک او از خانه پاکو برداشتم. من هرگز دوباره با پاکو حرف نزدم تا امسال. من او را در حالی که با سه دوست مشترکمان در اوائل شب قدم میزد، در راه رفتن به سینما کایا '، درگرن ویا، مادرید ملاقات کردم.
پاکو دستش را برای دست دادن بامن دراز کرد، و گفت: سلام راجر، دوست قدیمی، حالت چطور است؟ مردم میگویند که تو علیه من حرف میزنی و صحبت های ناعادلانه ای درباره من میکنی
من: تنها چیزی که من در مورد تو میگویم اینست که تو هرگز مادر نداشته ای.، که در واقع بدترین چیزی است که می توان به زبان اسپانیایی به کسی گفت و یک توهین محسوب می شود.
پاکو: بله، حرف تو حقیقت دارد، مادر من مرد وقتی خیلی جوان بودم، و بنظر می رسد هیچ وقت مادری نداشته ام. این خیلی بد است.
من: این هم یک پادشاه برای شما نمی توان به هیچ وجهی با این نوع افراد رابطه برقرار کرد. هیچ رابطه ای. .. آنها پول را فقط برای خودشان یا یک عمل ظاهر بینانه خرج می کنند، ولی پول کسی را که در اختیار دارند هرگز به آنها پس نمی دهند. هرگز نمی توان آنها را راضی یا مجبور به بازپرداخت پول قرضی کرد. من به او گفتم که در موردش چه فکر میکنم
1. Callao
پاکو دستش را برای دست دادن بامن دراز کرد، و گفت: سلام راجر، دوست قدیمی، حالت چطور است؟ مردم میگویند که تو علیه من حرف میزنی و صحبت های ناعادلانه ای درباره من میکنی
من: تنها چیزی که من در مورد تو میگویم اینست که تو هرگز مادر نداشته ای.، که در واقع بدترین چیزی است که می توان به زبان اسپانیایی به کسی گفت و یک توهین محسوب می شود.
پاکو: بله، حرف تو حقیقت دارد، مادر من مرد وقتی خیلی جوان بودم، و بنظر می رسد هیچ وقت مادری نداشته ام. این خیلی بد است.
من: این هم یک پادشاه برای شما نمی توان به هیچ وجهی با این نوع افراد رابطه برقرار کرد. هیچ رابطه ای. .. آنها پول را فقط برای خودشان یا یک عمل ظاهر بینانه خرج می کنند، ولی پول کسی را که در اختیار دارند هرگز به آنها پس نمی دهند. هرگز نمی توان آنها را راضی یا مجبور به بازپرداخت پول قرضی کرد. من به او گفتم که در موردش چه فکر میکنم
1. Callao