پرداخت کرده ام وقتی که تو مسافرت بودی و حالا پولم را احتیاج دارم و تو پول داری که پولم را پس بدهی۔
پاکو: نه، پول ندارم
من: داری، هم اکنون پول زیادی در صندوق پول نقد است و تو میتوانی پولم را به من پرداخت کنی.
پاکو: من آن پول را برای کاری احتیاج دارم. تو نمی دانی که من چه احتیاجات مالی دارم.
من: من تمام مدتی که تو در اسپانیا بودی این جا بودم و تو به من اجازه دادی که هر صورت حساب و خرجی که پیش بیاید با پولی که برایم میفرستی پرداخت کنم و من هم خرج هایی که برای خانه پیش آمد با پول خود پرداخت کردم و تو پولی برایم نفرستادی. من بیش از ششصد بزوس از پول خودم را برای کار تو پرداخت کردم و حالا پولم را احتیاج دارم و تو میتوانی پولم را بدهی.
پاکو: من پولت را بزودی پرداخت خواهم کرد، همین الان این پولی که دارم را خیلی احتیاج دارم.
من برای چه آن را احتیاج داری؟ پاکو: برای کار شخصی خودم من: پس کمی از پول مرا پرداخت کن.
پاکو: نه، پول ندارم
من: داری، هم اکنون پول زیادی در صندوق پول نقد است و تو میتوانی پولم را به من پرداخت کنی.
پاکو: من آن پول را برای کاری احتیاج دارم. تو نمی دانی که من چه احتیاجات مالی دارم.
من: من تمام مدتی که تو در اسپانیا بودی این جا بودم و تو به من اجازه دادی که هر صورت حساب و خرجی که پیش بیاید با پولی که برایم میفرستی پرداخت کنم و من هم خرج هایی که برای خانه پیش آمد با پول خود پرداخت کردم و تو پولی برایم نفرستادی. من بیش از ششصد بزوس از پول خودم را برای کار تو پرداخت کردم و حالا پولم را احتیاج دارم و تو میتوانی پولم را بدهی.
پاکو: من پولت را بزودی پرداخت خواهم کرد، همین الان این پولی که دارم را خیلی احتیاج دارم.
من برای چه آن را احتیاج داری؟ پاکو: برای کار شخصی خودم من: پس کمی از پول مرا پرداخت کن.