نام کتاب: بیست داستان برگزیده
کاپیتن: اجازه بده یک نفر را بفرستم. .. نیک با اعتماد به نفس: نه کاپیتن: پس چاو
نیک: چاو، نیک شروع به حرکت کرد و در امتداد جاده فرو رفته به طرف جایی که دوچرخه اش را رها کرده بود رفت. نیک با خود فکر کرد: بعد از ظهر بعد از این که از کانال عبور کنم، جاده سایه بیشتری خواهد داشت. بعد از آن نقطه، درختان در هر دو سمت جاده وجود دارند که با بمباران صدمه ندیده اند. در همین منطقه بود که در حال رژه، آنها یک بار از هنگ سوار نظام ترزا ساوویا، گذشته بودند، در حالی که در برف با نیزه های مخصوص سواره نظام عبور می کردند. نفس های اسب ها در هوای سرد، اشکال زیبایی را می ساختند. نه، این ماجرا مال جای دیگری بود. آن جا کجا بود؟
نیک لحظه ای مکس کردو با خود گفت: من بهتره خودم را به آن دوچرخه لعنتی برسانم، قبل از این که راه را به شهر فورناچی گم کنم.
در ایتالیایی به معنی خداحافظی تا بعد...
1. Ciaou
?. Terza Savoia

صفحه 154 از 319