نام کتاب: بیست داستان برگزیده
آجودان: من به تازگی برای این جنگ به خدمت خوانده شده ام، کلاس
من خیلی قدیمی بود.
نیک: من یک بار زیر سن قانونی بودم وقتی به ارتش ملحق شدم، ولی حالا از جنگ اصلاح شده، بیرون آمده ام.
آجودان: ولی چرا حالا این جا هستی؟ نیک: من مشغول نشاندادن یونیفورم آمریکایی خود هستم
نیک: آیا فکر نمی کنید که خیلی برجسته است؟ البته کمی یقه اش تنگ است ولی بزودی خواهید دید که میلیون ها با این یونیفورم مثل یک گروه بزرگ ملخ همه جا را پر می کنند. حشره ای که شما به آن جهنده چمن میگویید، ما نیز در آمریکا به همین اسم آن را می نامیم. جهنده چمن واقعی کوچک تر و در مقایسه نحیف و ضعیف تر است. البته شما نباید آنها را با ملخ هفت ساله یا چیکادا، که صدایی عجیب و مخصوص از خود در می آورد، اشتباه کنید. البته صدای مخصوص آن را هم اکنون نمی توانم بیاد بیاورم، البته مرا میبخشید اگر صحبت مان را در این جا قطع میکنم؟
در این لحظه آجودان به یکی از دو پیام آورها گفت: ببین میتوانی سرگرد را پیدا کنی؟
بعد برگشت و به من گفت: می بینم که شما زخمی شده اید.
C
1. Cicada

صفحه 146 از 319