نام کتاب: برادران
سی. آی.ا روابط نزدیکی داشت. تدی مینارد او را به خوبی می شناخت. وقتی این نماینده سابق و رییس فعلی هاماند در مصاحبه ای اعلام کرد که شرکت وی مبلغ ? میلیون دلار به ستاد انتخاباتی لیک کمک کرده، سی.ان.ان، برنامه های عادی خود را قطع کرد و فورا گروهی گزارشگر به محل اعزام نمود تا داستان را به صورت زنده و مستقیم نشان دهد. ? هزار نفر کارکنان هاماند نفری یک چک به مبلغ ???? دلار نوشته بودند، این بالاترین مبلغی است که قوانین فدرال اجازه می داد. رییس چکها را که در کیف دستی گذاشته بود جلو دوربین گرفت و بعد با هواپیمای هاماند به واشنگتن پرواز کرد و همه را تحویل ستاد انتخاباتی لیک داد. دنبال پول برو، برنده انتخابات را خواهی یافت. لیک بلافاصله اعلام کرد که یازده هزار تن از کارگران صنایع دفاعی و هوانوردی و فضایی از ?? ایالت مبلغ هشت میلیون دلار پرداخت کرده اند. اداره پست چکها را در جعبه های مخصوص تحویل می داد. واحدهای صنفی وابسته نیز تقریبا همان مبلغ را داده بودند، و دو میلیون دلار دیگر نیز در تعهدشان بود. مدیران ستاد لیک مجبور شدند یک حسابدار قسم خورده استخدام کنند که پول ها را بشمارد و حسابها را نگه دارد. رییس هاماند به واشنگتن رسید، مرکز شهر به سیرک تبدیل شده بود. لیک در هواپیمای دیگری بود، از نوع چالنجر که به ماهی ??? , ??? دلار اجاره کرده بودند. وقتی در فرودگاه دیترویت فرود آمد دو جوان بلند قد سیاهپوست دید، هر دو اهل ولایات، آدم هایی کاملا جدید به مأمورانی تازه که به ماهی ???? دلار استخدام شده بودند. حالا اسکورت مخصوصی هم داشت. آدمهایی که هر جا می رفت، با او می رفتند، شانه به شانه؛ اول کمی برایش تازگی داشت، اما می دانست که به زودی عادت می کند. این غریبه ها همیشه او را در محاصره داشتند. مردانی خشک، عبوس، مثل سنگ، با لباس های تیره، میکروفون در گوش و اسلحه در کمر. دو مأمور مخفی در پرواز او را همراهی می کردند، سه نفر دیگر هم همراه آن دو سیاهپوست بودند. فلوید کارمند دفتر خودش را هم همراه داشت. فلوید مرد جوان کند ذهنی

صفحه 93 از 424