نام کتاب: برادران
دیگر گزارشی معروف به گزارش نیک جار، جنجال زیادی ایجاد کرده بود که به مسئله نیروی کار ارزان قیمت مربوط می شد. سناتور بریت اکنون به شرق آسیا می رفت تا صحت گزارش را نیز مطالعه نماید. همان آغاز سفر، در بانکوک، با دختری آشنا شد، و خود را به مریضی زد، بهانه کرد که بیمار است و در آن شهر ماند، و مأموریت را به عهده همکارانش گذاشت و آنها را به لائوس و ویتنام فرستاد. نام دخترک پایکا بود، اما از جرگه کاسب های مرسوم به حساب نمی آمد. دختری بود ?? ساله که در سفارت آمریکا در بانکوک کار می کرد، و چون حقوق بگیر دولت ایالات متحده به شمار می رفت، بریت علاقه مالکانهای نسبت به او احساس می کرد. اکنون دور از مریلند، دور از همسر، پنج فرزند و رأی دهندگانش می زیست. پایکا دختری بود خوشگل، مثل ماه، تو دل برو، بسیار مشتاق بود که در آمریکا ادامه تحصیل دهد. مأموریت اداری به سرعت تبدیل به یک ماجرای عاشقانه شد، و سناتور بریت عاقبت ناچار شد به واشنگتن بازگردد. دو ماه بعد به بانکوک بازگشت، به زنش گفت مأموریت محرمانه دارد. در عرض ? ماه پنج بار به بانکوک سفر کرد، همه با بلیت درجه یک، به خرج مالیات دهندگان؛ حتی جهانگردان سنای آمریکا نیز زمزمه هایی را آغاز کردند. بریت ریسمانهایی را که در وزارت خارجه داشت کشید، و مقررات مهاجرت پایکا به آمریکا فراهم شد. اما این هجرت هرگز انجام نگرفت. در چهارمین و آخرین ملاقات پایکا خبر داد که حامله است. او کاتولیک بود، بنابراین اجازه سقط جنین نداشت. بریت دفع الوقت کرد. گفت باید فکر کند، و بعد نیمه شب مخفیانه از بانکوک گریخت. کار مطالعه فقر به پایان رسیده بود. آن اوایل که تازه سناتور شده بود، آدم سرسختی به شمار می رفت، به شدت از ولخرجی های سی.آیا انتقاد می کرد. تدی مینارد هیچ نمیگفت، ولی تصمیم نداشت بی حرکت بنشیند و کاری نکند. پرونده نازک سناتور بریت را از بایگانی بیرون کشیدند، گرد و خاکش را گرفتند و روی میز رییس کل

صفحه 83 از 424