نام کتاب: برادران
مصاحبه هایی، باز هم به طور زنده، با دو سه شبکه انجام داد که در اخبار سراسری پخش شد. لیک در این مصاحبه ها حسابی جلوه کرد، لبخند می زد، آرام و متین سخن می گفت، لباس شیک پوشیده بود، و مویش به زیبایی اصلاح شده بود. تمام شرایط انتخاب شدن را داشت. همان شب واقعه ای پیش آمد که نشان داد آرون لیک کاندیدایی کاملا جدی است و اکنون یکی از مدعیان است و درست و حسابی در صحنه قرار دارد. یکی از رقیب ها او را هدف قرار داد. سناتور بریت از مریلند از یکسال پیش وارد گود شده بود و با قدرت مبارزه می کرد، و در کنوانسیون نیوهمپشایر با قلدری تمام نفر دوم شده بود. موفق شده بود ? میلیون دلار جمع کند، ولی بیشتر از این خرج کرده بود، حالا مجبور بود بیش از نیمی از وقتش را صرف جمع آوری پول کند. فرصت زیادی برای رسیدگی به امور ستاد خود نداشت. از گدایی خسته شده بود، چند بار کارمندان ستاد انتخاباتی خود را عوض کرده بود، بسیار نگران آگهی های تبلیغاتی بود. از همه اینها خسته شده بود. هنگامی که یکی از خبرنگاران درباره لیک و ?? میلیون دلارش سئوال کرد، بریت در جواب گفت: «همه ما می دانیم که این پول مشکوک است، پول کثیفی است. هیچ کاندیدایی نمی تواند به این سرعت پول جمع کند.» باران می بارید و بریت در مقابل کارخانه شیمیایی میشیگان ایستاده بود و با طرافداران خود دست می داد. این پول کثیف شایعات زیادی به وجود آورد، و ناگهان مطبوعات به آن توجه کردند، کند و کاو آغاز شد، غوغایی به راه افتاده بود. آرون لیک عملا وارد گود شده بود. سناتور بریت از مریلند مشکلات دیگر هم داشت، گرچه سعی داشت فراموش کند. و سال پیش برای مطالعه پارهای واقعیات، سفری به آسیای جنوب شرقی کرده بود. طبق معمول او و همکارانش با بلیت درجه یک سفر می کردند، در هتل های درجه یک و شیک اقامت داشتند، خوراک خرچنگ می خوردند، و همه این کارها به قصد مطالعه مسئله فقر و گرسنگی انجام می شد، از جهت

صفحه 82 از 424