دیگر نه. گوش کن، فرم درخواست گذرنامه را بگیر و بیفت دنبال کار.» «چرا؟ گذرنامه برای چی؟» |
برای این که بیایی اروپا، پیش من.» برای دو سال؟»| «خب، بله.» ولی مادر مریض است، نمی توانم ولش کنم.»|
خیلی چیزها می خواست درباره مادر همسرش بگوید، ولی نگفت. نفس عمیقی کشید و نگاهی به خیابان انداخت. گفت: «من دارم می روم، چاره دیگری ندارم.»
چرا نمی آیی خانه؟» | نمی توانم، بعدا توضیح می دهم.» و چه توضیح خوبی خواهد بود.»
فردا دوباره تلفن میکنم.» بیچ و اسپایسر ناهار را در رستوران دریایی که پر از مشتریان جوان بود خوردند. در پیاده رو پرسه زدند و اتفاقا از جلوی میخانه پیت سر در آوردند. عده ای جوان نا آرام وحشی آن جا را اشغال کرده بودند. آن دو نیز به آنها پیوستند.
یک جایی روی اقیانوس اطلس، فین یاربر داشت دنبال پول می رفت.
ALL
مأمور هیترو به گذرنامه باربر که شاهکار بی نظیر جعل اسناد بود هیچ شکی نبرد. گذرنامه ای بود کهنه و رنگ و رو رفته که نشان می داد آقای ویلیام مک کوی به تمام جهان سفر کرده. در صفحات آن جای مهر زدن به زحمت پیدا می شد. این آرون لیک حقیقتا چه دوستان بانفوذی داشت.
فین یاربر یک تاکسی گرفت و به نایتز بریج رفت و در هتل بازیل استریت ارزان ترین و کوچکترین اتاق ممکن را با اجاره ای که نقدا پرداخت کرد گرفت. او و بیچ همینطور شانسی این هتل را از روی راهنمای توریست ها انتخاب کرده بودند، یک ساختمان قدیمی بود، پر از اسباب و اثاثیه آنتیک، که چند طبقه