قرض شما خواهد شد.»
«البته، من هم مطمئنم.»
اگر این مسئله را کمی آسان تر می کند، باید بگویم این افراد موافقت میکنند که این کشور را برای دو سال ترک کنند.»
«چرا؟»
به نظر می رسد اگر به خانه برگردند، چندان خوشایند نباشد. مردم می فهمند که یکنفر آنها را زودتر از موعد آزاد کرده. این کار محرمانه انجام می شود.)
« آیا این قاضی اهل کالیفرنیا جریمه های مالیاتی عقب افتاده را پرداخته؟ » بله.) و این مردک میسیسیپی پول های دزدیده شده را پس داده؟» «بله، آقای رییس جمهور»
سئوالها همه کم مایه و سطحی بود. حالا باید چیزی می خواست. معامله قبلی آنها بر سر مسئله جاسوسی اتمی بود. سی.آی.ا گزارش مفصلی از جاسوس های چین و کسب اطلاعات دائمی از تمام برنامه های اتمی ایالات متحده با ذکر سند و مدرک دقیق تهیه کرده بود. رییس جمهور درست چند روز قبل از سفر خود به چین و مذاکره درباره گشایش بازارهای جدید از وجود چنین گزارش مطلع شد. با احترام تمام تدی را به صرف ناهار در کاخ سفید فرا خواند و ضمن خوردن جوجه و نان برشته از او خواست انتشار گزارش را چند هفته عقب بیندازد. تدی موافقت کرد. مدتی بعد خواهش کرد، گزارش تجدید شود و تقصیرها را متوجه دولت های قبل کند و تدی گزارش را شخصا تجدید کرد. و هنگامی که نسخه نهایی تکمیل شد، رییس جمهور اتهاماتی را که به او وارد بود به اشخاص و مقامات و ادارات دیگر حواله داد و سهم خود را به کلی انکار کرد.
حالا جاسوسی چینی و امنیت ملی در مقابل سه قاضی تیره بخت. تدی مطمئن بود بازی را برده است.
رییس جمهور پرسید: «اگر مملکت را ترک کنند، کجا می روند؟»