هیچ کس از پول ما اطلاع ندارد، چطور می تواند گم شده باشد؟»
تریور احتمالا از هر کس که دستش رسیده دزدیده، و بعد ناپدید شده. همیشه اتفاق می افتد وكلا معمولا از این کنجکاوی ها دارند، به موکلانشان نزدیک می شوند، اعتمادشان را جلب می کنند، جای پول های مخفی را یاد می گیرند و بعد، بنگ، کار تمام است.» |
اسپایسر پرسید: «واقعا اینطور است؟» بیچ سه امکان را در نظر داشت. باربر نیز دو احتمال دیگر بر آن افزود. پس چه کسی او را کشته ؟ » خیلی احتمال دارد به محله های ناامن رفته باشد؟ » در کنار هتل شراتون؟ فکر نمی کنم.» خب پس، کوی-نرز اگر کار او باشد چه؟»
امکان دارد. کوی? نرز او را تعقیب کرده، می دانسته که مستقیما در جریان ریکی دست ندارد. به او فشار آورده، تهدید کرده که دمار از روزگارش در می آورد. تریور ظاهرا چاره ای جز فرار به جزایر کاراییب نداشته. اطلاع نداشت که کوی? نرز همان آرون لیک است.»
«و لیک پول فراوان دارد، و می تواند به سه شماره هر کس را که می خواهد در کند، آن هم یک وکیل مست را.»
تکلیف ما چه می شود؟ حالا لیک می داند که ریکی همین جوروی خودمان است، که دوستانی در زندان دارد.»
سئوال این است، آیا دستش به ما می رسد؟» اسپایسر در حالی که از روی نگرانی عصبی شده بود، خنده بلندی کرد و گفت: «همان حدس اول من درست است. تریور به محله های بدنام جاماییکا رفته، به حساب خودش رفته که گردش کند. شاید هم مست بوده و می خواسته یکی از آن خانم های مکش مرگ ما را بلند کند. توی دردسر افتاده و به تیر غیب گرفتار شده.»
هر سه نفر روی این فرضیه توافق کردند. پس تریور خودش مقصر بود، و باید کشته می شد.