روزنامه جکسون ویل هر روز صبح حدود ساعت ? به ترامبل می رسید. چهار نسخه را به اتاق ورق بازی می بردند و آن عده از زندانیانی که به زندگی خارج از زندان علاقمند بودند، می خواندند. اغلب اوقات، جوروری اسپایسر تنها کسی بود که صبح ها می آمد و به انتظار روزنامه می نشست، یک نسخه را برای خودش بر می داشت، چون در تمام روز باید به مطالعه برنامه مسابقات مشغول می شد و برای شرط بندی های خود جدولی تهیه می کرد. این صحنه به ندرت تغییر می کرد. آن روز هم فنجان بزرگ استیروفوم را پر از قهوه کرده بود، پایش را روی میز ورق بازی گذاشته بود و به انتظار مأمور روزنامه که رودریک نام داشت، طعم بدترین قهوه روی زمین را مزمزه می کرد.
بنابراین اولین کسی که داستان را خواند، اسپایسر بود، در پایین صفحه اول. تریور کارسون یک وکیل محلی که چندی پیش به دلایل نامعلوم ناپدید شده بود، خارج از هتلی در کینگزتون، جاماییکا شب گذشته، کمی بعد از تاریک شدن هوا با شلیک دو گلوله در سرش به قتل رسید. عکسی از تریور چاپ نشده بود. اسپایسر از خودش پرسید، چرا باید عکسش را چاپ می کردند؟ مگر مرگ تریور برای کسی مهم بود؟
به گفته مقامات رسمی جاماییکا، کارسون توریستی بود که دزدیده شده بود. یک مقام آگاه که نخواست نامش ذکر شود و گویا به صحنه حادثه نزدیک بود، به پلیس گفت احتمالا برای سرقت کیفش او را دزدیدند و سپس کشتند.