آینده او در کاخ سفید داشتند.
لیک تصمیم داشت در لحظه مساعد کلید صندوق پستی را به جین بدهد و او را به میل باکس آمریکا بفرستد، نامه ها را بیاورد، صندوق را پس بدهد و برای همیشه ببندد، اما آدرس جدید نگذارد. اگر جین می پرسید این صندوق برای چه بوده، جواب می داد برای ردگیری فروش اطلاعات طبقه بندی شده، مربوط به زمانی که تصور می شد ایرانی ها تلاش می کنند، اطلاعاتی را که هرگز به آن دسترسی نداشتند، بخرند. یا داستان دیگری شبیه این. و او باور می کرد، چون می خواست باور کند.
اگر شانس می آورد در صندوق نامه ای از ریکی پیدا نمی شد. صندوق برای
لیک این بود که اصلا چنین شخصی را نمی شناسد. و جین دیگر ادامه نمیداد، سئوالی نمی کرد، چون نمی خواست بکند. یک کارمند کاملا وفادار، کور و کر.
الیک منتظر فرصت مناسب بود. خیلی انتظار کشید.