«متأسفم تدی.»
تدی روی صندلی جا به جا شد و از درد به خود پیچید: «پیدایش کنید. این احمق را پیدا کنید.»
هواپیما از نوع بیچ? بارون بود. یک دو موتوره متعلق به چند پزشک، با خلبانی به نام ادی، که تریور او را ساعت ? صبح از خواب بیدار کرده بود و قول داده بود مخارج را نقدا خواهد پرداخت و زیر میزی خوبی خواهد داد. هزینه رسمی برای پرواز از دیتونابیچ به ناسائو ????? دلار بود، در ساعت. دو ساعت هم زمان بازگشت را محاسبه می کردند و ساعتی ??? دلار می گرفتند، به علاوه هزینه های دیگر شامل هزینه فرود، خدمات زمینی، مالیات اداره مهاجرت و مخارج اقامت خلبان. تریور ???? دلار نیز مخفیانه در جیب ادی فرو کرد تا فورا هواپیما را به پرواز در آورد.
بانک جنوروا تراست در ساعت ? به وقت جنوب شرقی باز شد. و تریور وقتی در روی پاشنه چرخید از انتظار به جوش آمده بود. ناگهان به دفتر آقای بری? شیرز حمله برد و درخواست همکاری فوری کرد. تقریبا یک میلیون دلار در حسابش داشت. ??? هزار دلار از آقای آل کوی? نرز توسط وس و چپ، و تقریبا ?? هزار دلار از همکاری با برادران.
با یک چشم بر در، از بری? شیرز خواست پولها را فورا آماده کند. پول به تریور کارسون تعلق داشت، مال خودش بود. بری? شیرز چاره دیگری نداشت. اما پیشنهاد کرد در برمودا بانکی هست که متعلق به یکی از دوستان اوست. تریور که آدم بدقلقی بود به بری? شیرز اعتماد نداشت. ترجیح داد پولها را با خود ببرد. خیالش راحت تر می شد.
در این لحظه به یاد مسئله دیگری افتاد. نگاهی شهوت آلود به حساب بومر رئالتی داشت. ??? هزار و خرده ای دلار موجودیش بود. در آن لحظه می توانست آن را نیز طلب کند. حق برداشت با او بود. برادران که کسی نبودند، جز کلاهبردارانی حقه باز، بیچ، باربر و اسپایسر بدنهاد، همه پست فطرت و فرتوت و کج مدار و بدکار. با اخراج او اشتباه بزرگی مرتکب شده بودند.