این روش درباره گاربی مؤثر بود. اما درباره کرتیس کیتز اهل دالاس، دومین کسی که به دام افتاد، کمی پیچیده تر بود. کارآگاه خصوصی ما نتوانست کسی را در اداره پست پیدا کند. مجبور شد سه روز ساختمان پست را زیر نظر بگیرد. هزار و هشتصد دلار خرج برداشت، اما بالاخره موفق به کشف اسرار
کیتز شد.»
نفر بعدی کیست؟»
شاید آدمی اهل داربی علیا، پنسیلوانیا، نام مستعارش برانت وایت است. احتمالا جستجوی داغی خواهد بود.»
تو تا به حال این نامه ها را خوانده ای؟»
هرگز. اصلا نمی دانم در این نامه ها چه می گویند و چه می شنوند؛ نمی خواهم بدانم. وقتی می خواهند کسی را تیغ بزنند به من می گویند صندوق پستی را زیر نظر بگیرم و نام واقعی را کشف کنم. و این در حالی است که دوست مکاتبه ای نام جعلی داشته باشد، مثل ارباب شما، آقای کوی? نرز، اگر بدانید در این مملکت چند نفر از نام جعلی استفاده می کنند، سرتان سوت میکشد. باور کردنی نیست.»
خبر داری نامه های اخاذی را چه وقت می فرستند؟» «البته. به من می گویند گوش به زنگ باشم. بانکی در باهاما حواله را دریافت می کند. مأمور بانک تماس می گیرد، به محض این که حواله واریز شد، تلفن میکند.» | اوس گفت: «حالا راجع به این برانت وایت بگو، داربی علیا.» آنچه به نظرش می رسید در دفتر یادداشتش می نوشت، نمی خواست نکته ای تاریک بماند. کلمه به کلمه آن گفتگو جداگانه توسط ? دستگاه مختلف، در خانه آن سوی خیابان ضبط می شد.
فکر می کنم آماده اند ضربه بزنند. این تمام چیزی است که می دانم. باید شکار داغی باشد که تازه پیدایش شده، چون تاکنون دو نامه رد و بدل کرده اند. بعضی از این آدم ها را از روی تعداد نامه هایشان انتخاب می کنند. مثل دندان کشیدن است.»